نتوء
نُتُوء : ارتفاع عضو است از مكان خود و برآمدن آن و تورم جراحت . « 1 »
نتوء السرهء
نُتُوء السُرَّة : عبارت از بلند شدن آن است و آن يا از سوى تدبير قابله است و يا پاره شدن صفاق آن مواضع و اين را فتق مراق بطن نامند و يا به سبب رطوبت بلغمى كه در آنجا جمع گردد ، چنانچه در استسقاى زقى مىباشد و يا به سبب ريحى كه در آن به هم رسد ، چنانچه در طبلى مىباشد و يا به سبب روييدن گوشت ، زير پوست آن و يا به سبب شكافته شدن شريانى در آن . پس خون از آن برآيد و در آن موضع ، مجتمع گردد . « 2 »
نزف الدّم
نَزف الدَّم : جارى شدن خون است از جراحت و غير آن در هر موضع كه باشد از داخلى يا خارجى . « 3 »
نزله
نَزْلَه : ريختن فضول رطبه است از دو بطن مقدم دماغ به حلق و بعض [ اعضا ] مخصوص به ريه و يا سينه و بعضى عام دانستهاند به هر عضوى كه بريزد و اين حق است . « 4 »
نسيان / فراموشى
نِسْيان : به معنى فراموشكردن است آنچه را ياد داشته و ياد گيرد و اين به سبب فاسد شدن قوّهء ذكر و يا فكر و يا تخيل است ، اما فساد ذكر ؛ باطل شدن قوّهء حافظه است
هامش
( 1 ) . همان ، ص 92 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . همان .
( 4 ) . همان .