ورم گرم رودهء مستقيم و يا ريختن خلط صفراوى حاد بدان و يا بلغم شور بورقى و يا بسيار نشستن بر زمين صلب و نمناك به هم رسد .
و [ زحير ] باطل آن است كه از احتباس ثفل يابس خشك باشد و قبل از آن چيزهاى يابس قابض خورده باشد .
و فرق ميان زحير حق و باطل آن است كه در زحير باطل گرانى شكم و درد پشت و مغص مىباشد و دفع نمىگردد ، مگر به بيرون آمدن چيزى و با آن خواهش طعام كم مىباشد و چون به زور ملينه بنوشند و برنيايد ، دليل احتباس است .
و زحير با خون يا به سبب خراش روده و يا گشوده شدن رگى از رگهاى آن است به سبب مرور فضول يابس خشن بر آن و يا غير آن .
و زحير يا به اخراج رطوبت مخاطى باشد با اندك ريحى و يا اخراج براز رقيق . « 1 »
زرقت چشم
زُرْقَت : ميل نمودن سياهى چشم است به ازرقى ، خواه به سبب بسيارى نور باصره و يا به سبب صفا و نورانيت آن و يا به سبب بزرگى جليديه و يا به سبب برآمدگى آن و خواه به سبب كمى رطوبت بيضيه و يا به سبب صفاى آن و خواه به سبب قلت سياهى عنبيه باشد و خلقى آن لاعلاج له است . « 2 »
زكام
زُكام : ريختن فضول رطوبى است از هر دو بطن مقدم دماغ به منخرين و از بينى دفع شدن ؛ و گاه زكام را بر « خبطه » نيز اطلاق مىنمايند . « 3 »
سبات
سُبات : در لغت به معنى خواب است و اصل آن راحت است چنان چه حق - سبحانه تعالى - در كلام مجيد خود مىفرمايد :
« وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً »
. و به اصطلاح اطبا خواب
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . همان ، ص 74 .
( 3 ) . همان .