تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦

رعاف

رُعاف : خون از بينى آمدن را نامند به سبب انفتاح عرقى از حدّت خون و يا از كثرت و يا از پرى و يا از بحران در روز باحورا و يا از غير اينها از اسباب داخليه و يا خارجيه . « 1 »

ريح الصبيان / امّ الصبيان / امّ الشيطان / ريح الشيطان

ريحُ الصِّبْيان : ريح غليظى است كه در اندرون سر اطفال به هم مىرسد و مىكِشد آن را به حدى كه گشاده مىگرداند شؤون اكليلى آن [ را ] و حالتى شبيه به صرع عارض مىگردد او را . « 2 » امُ الصِّبْيان : صرعى است كه عارض مىگردد از حين ولادت تا چهار - پنج سالگى و اين اكثر صفراوى و با تب حاد محرق خشك قشفى مىباشد و چون اطفال را بيشتر عارض مىگردد ؛ لهذا آن را ام الصبيان ناميدند ، و بعضى « ريح الصبيان » را نيز همين مىدانند . و آن را « امّ الشيطان » و « فزع الشيطان » نيز نامند . « 3 »

رياح الافرسهء

رياح الافْرِسَة : نوعى از حدبه است و آن برآمدن فقره است از فقرات پشت از موضع خود به سبب احتباس ريح غليظ در زير آن كه بكشد آن را و برآورد . و فرسه در لغت نام ريح است كه در عنق درآيد و آن را باريك گرداند و اطلاق اطبا افرسه را به صيغهء جمع غلط است ؛ زيرا كه جمع آن فرسات آمده نه افرسه . « 4 »

زحير

زَحير : حركتى است كه در معاى مستقيم براى دفع فضولى كه در آن محتبس شده و ايذا مىرساند به كمّيت و يا به كيفيت و يا به هر دو و مختص به معاى مستقيم است و در غير آن نمىباشد و زحير حق مىباشد با خون و بىخون . و زحير حق آن است كه به سبب
هامش
( 1 ) . همان . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . همان ، ص 55 . ( 4 ) . همان ، ص 73 .
خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 56 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى