بدان كه قبل ذكر يافت كه : عرق از جمله فضول هضم سوم عروقى واجب الدّفع است كه طبيعت در آن تصرّف نموده ، رقيق آن را تبخير نموده به طريق مسام مندفع مىگرداند . و بعد از اخراج از مسام و رسيدن هواى سرد خارجى بدان ، رطوبت مىگردد و به ظاهر جلد مىبندد .
و از اين است كه چون عرق را در حين برآمدن از ظاهر جلد پاك نمايند كه انجماد نيابد كه مسام را بند كند ، زياده اخراج مىيابد . و چون كثافت بسيار به ظاهر جلد مجتمع گردد ، مانع ادرار عرق مىگردد و از احتباس آن ، بدن سنگين و كلال و ملال عارض مىگردد .
پس بايد كه در تصفيهء بدن به حمّام و اغتسال به آب گرم كوشند و ادويهء مُدِرّهء عرق بياشامند ، تا عرق آيد و حفظ صحّت حاصل گردد . و از اين است كه در حمَّيات و غير آن ، بعد [ از ] عرق خفّت و سبكى در بدن عارض مىگردد .
و بهترين تدابير از براى تعريق و حفظ صحّت ، حركت است ؛ زيرا كه حركت ، مسخَّن « 1 » و ملطِّف اخلاط و فضلات و مُبَخِّر و مخرج آنهاست از مسام به عرق . و اين ، در صورتى است كه اخلاط رقيق باشند .
و الّا اگر غليظ باشند ، به حمّام روند و اغتسال به آب گرم نمايند . و اگر احتياج داعى باشد ، زمانى در حمّام مكث نمايند قبل از آن كه آب به بدن رسانند تا خوب عرق آيد ، پس غسل نموده بر آيد و در بيت دوم زمانى توقف نمايد تا عرق كم گردد ، پس در بيت سوم يعنى جامه خانه - نيز زمانى طويل مكث نمايد تا عرق بند گردد ، پس بدن را خشك نموده لباس پوشيده برآيند .
اگر خواهند عرق بسيار آيد ، نطرُون با روغن زيت در حمّام بر بدن بمالند و يا خاكستر چوب رز « 2 » به آب حل كنند و روغن در آن بياميزند و بر بدن مالند . و اين تدبير براى صاحبان استسقا و ترهّل و استرخاء و ساير امراض رطوبى است .
هامش
( 1 ) . الف : مستحق .
( 2 ) . الف : چوب زرد .