تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1182

مساهمون:

ص١١٨٢

[ اعراض اسهال ]

فايده يازدهم : در بيان لحوق و حدوث غَشى و آن‌چه تابع مسهل است از اعراض

بدان كه هر كه را از آشاميدن مسهل ، صداع و حرقت معده و التهاب عارض گردد ، بايد كه لعاب بزرقطونا و لعاب بِه دانه ساعت به ساعت به آب سرد بياشامد و طيوب بارده و رياحين بارده ببويد و بر سر و سينهء آن طلاهاى بارده بمالند و لخالخ بارده مذكوره ببويند و ماء الشعير بنوشند و مَسكن را قريب به اعتدال گردانند و اندك به بادبيزن و يا « خشت باد » هوايى خنك بوزند و اغذيهء بارده بنوشند . و چون تب عارض گردد ، موافق‌ترين اشياء ، ماء الشعير است و تدبير به ساير چيزى كه ذكر يافت و آشاميدن سكنجبين بعد [ از ] يك دو سه روز ؛ زيرا كه بلافاصلهِ مسهله باعث سحج امعاء مىگردد و بسيار است كه عروض حمّى از هيجان خون به سبب اسهال مىباشد ؛ پس اين هنگام محتاج به فصد مىگردد . و چون كرب و قلق و غثيان به هم رسد ، بايد كه سيب چاشنى دار و حَبّ الرُمّان چاشنى دار بمكند و به اطراف او روغن و نمك بمالند ؛ خصوصا در اسفل قَدَمَين ؛ پس اگر كفايت نمايد و إلّا سزاوار است كه قىء فرمايند . و چون دوا اسهال خون نمايد ، اطراف را ببندند و فادزهر و جدوار و ترياق و طين مختوم و ارمنى و نشاسته و صمغ عربى و بزرقطونا بريان با بعض اشرِبَه بياشامند و لعابات به زور قابضه و حقنه به طين ارمنى و « زر ورد » و دَمُ الأخَوَين و زردهء تخم مرغ مشوِى و تدهين اطراف به دهنِ ورد نمايند و بر شكم او روغن مصطكى بمالند . چون سحج امعاء عارض گردد ، طين ارمنى و صمغ عربى به آب انار و لعابات مذكوره بياشامند و به آب برنج و گلنار فارسى و آس و گل سرخ و سفيداب قلعى حقنه نمايند . و احترار نمايند بعد از آن از استعمال دواى مسهل ؛ خصوصاً كه در آن سقمونيا و شحم حنظل و صبر و تربد باشد [ و ] سزاوار است كه آن‌چه ذكر يافت بعد اسهال استعمال نمايند نه در بين آن كه باعث قطع اسهال گردد . و چون مغص عارض گردد ، موضع مغص را با آب گرم تكميد نمايند ؛ بدين قسم كه در « مثانه » [ حيوان ] آب گرم كرده بر آن موضع گذارند . و يا ماء العسل گرم بياشامند و يا راه