تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1046

مساهمون:

ص١٠٤٦
و نيز اين دوا جوشش را فرو نشاند و قروح را به اصلاح آورد : روغن سرگين حمار ؛ سه روز پى هم بمالند و بعد از آن استحمام نمايند و بدن او را به آب ادويهء مذكوره بشويند . و اگر بثور ديگر به ظهور آيد ، بايد كه حنا را به آب كاسنى و سركه سرشته طلا نمايند و روغن زبل الحمار تكرار نمايند و تا چند روز به همين نوع استعمال نمايند تا اثرى از آن نماند . و دستور اخذ روغن زبل الحمار آن است كه سرگين‌هاى نيم‌خشك درست را بياورند و در حفرهء كوچكى انگِشت برافروزند و بالاى آن ، سرگين اندازند و بالاى آن سرگين ، صحن كَأسى نگون گذارند به نوعى كه لب‌هاى آن قدرى از زمين بلند باشد كه دود و بخار از آن تواند برآيد : در اندك زمانى عرق چركن زرد غليظى از آن زبل « 1 » ، متصاعد گشته در صحن خواهد نشست ؛ آن صحن را برداشته آن عرق را از آن برگيرند و در ظرفى نگاه دارند . باز صحن را به دستور اوّل بر روى زبل بگذارند تا آن كه دود آن زبل در آن جمع گردد . و هر دفعه كه عرق در آن مجتمع گرديد بردارند .

[ سعفه اطفال ]

[ ب ] نيز از آن جمله سعفه است

اين ، عبارت از قروحى است كه در اطفال به هم رسد و گاه جميع بدن انسان را [ و ] اقسام مىباشد ؛ آن چه اطفال را بسيار به هم مىرسد سعفهء رطبه است كه آن را « شيرينج » و « قروح شهديه » نامند ؛ به جهت آن كه از آن زردآب تراوش مىنمايد . علاج آن : تنقيهء مرضعه است به فصد و اسهال و اصلاح غذاى آن . و از طفل نيز خون گرفتن به حجامت و ارسال علق و تعديل خون آن فرمودن به اشربهء مناسبه . و اگر پشت گوش طفل را چاك نمايند و يا فصد رگ پس گوش طفل نمايند و خون آن را بر سعفه مالند ، زود به اصلاح آورد . و مرضعه را سفوف هليله و انيسون و شكر بخورانند تا چند روز . و اين دوا ، سعفهء رطبه را مجرّب است : قنبيل ، حنا ، مردار سنگ ، مازو و پوست انار ، زردچوبه ؛ اجزاء مساوى ، نرم سوده ، موم را در روغن گل يا كنجد بگذارند و ادويه را به آن بسرشند و سركهء انگورى اضافه نموده بر هم زنند و به كار برند . و چون دوا بر سر بمالند ،
هامش
( 1 ) . الف : ذيل .