و بدان كه : دلالت بول ، يا بر عاقبت امر است و « 1 » يا بر نوع مرض و يا بر مدّت مرض و يا بر موضع مرض :
امّا بر عاقبت امر آن است ؛ مثلًا هر گاه باشد رنگ بول از الوان محموده ؛ مانند اترجى و يا « 2 » احمر ، منذر بر حمّى است . و همچنين اگر باشد رسوب آن محمود ، مىباشد عاقبت آن محمود . و اگر باشد رنگ آن از الوان رديه - مانند اسود - دلالت بر احتراق و سوء عاقبت مىنمايد . و همچنين رسوب آن ؛ كه مانند ذوبانى و يا صفايحى و يا غير اينها باشد .
و امّا دلالت آن « 3 » بر نوع مرض : مانند آن كه اگر اصفر باشد ، دلالت مىنمايد بر آن كه مرض از مادّه صفراوى است و حمرت بر دموى و بياض بر بلغمى و سواد بر سوداوى . و ليكن اين ، كلّى مطّرد و جارى در كلّ امراض نيست ؛ زيرا كه بعض امراض حارّه است كه بول در آن ابيض مىباشد - مانند قرانيطس - و بعضى امراض بارده است كه بول در آن رنگين مىباشد ؛ مانند استسقاء و فالج و قولنج .
و امّا مدت مرض - يعنى طول و قصر - : آن است كه اگر نضج در قاروره به زودى ظاهر گردد ، دليل بر لطافت مادّه و استيلاء قوّه و قصر مرض است . و اگر نضج به ديرى در آن ظاهر گردد ، دليل بر عكس آن .
و امّا بر موضوع مرض مانند : بول رملى ، دلالت بر آفت در گُرده و مثانه مىنمايد . و صفايحى و دشيشى و نخالى ، دلالت بر آفت حادث در مثانه مىنمايد و اعضاء قريبه بدان .
مبحث نهم : در بيان آن كه هر گاه احتياج به بول شود ، امهال « 4 » و توقّف در آن نبايد نمود .
ببايد دانست كه عند الحاجة ، تدافع [ و حبس ] خبايث و فضلات داخليه نبايد نمود ؛ كه ممنوع و باعث مضرت بدنيه منجر به مضرت دينيه است و از جمله آن فضلات ، بول است .
هامش
( 1 ) . ب : ( و ) حذف شده .
( 2 ) . الف : ( يا ) حذف شده .
( 3 ) . ب : ( آن ) حذف شده .
( 4 ) . الف : اهمال .