ابر چيزى ظاهر مىگردد و زبد ماء العسل زرد مىباشد و لازمهء آبكامه است كه ثفل و رسوب آن در يك جانب شيشه مىباشد و ثفل و رسوب بول در ميان شيشه و هيأت حركت ثفل بول مانند ثفل آبكامه نمىباشد . و نيز در ميان شيشه مانند ابر چيزى ايستاده بنمايد و آنچه در بول مردم باشد متحرك بود .
دوم : بول حيوانات ديگر است و فرق ميان بول انسان و ابوال « 1 » حيوانات ديگر بعد معرفت اوصاف هر يك خوب معلوم و منكشف مىگردد و لهذا اوصاف بعض حيوانات شديدهء الاشتباه را ذكر مىنمايد ؛ تا او صاف آنها را دانسته امتياز توان نمود ؛ بدانكه : بول حمار ، در قاروره غليظتر و سفيدتر مىنمايد و گويا روغن گداخته است . و بول دواب و اسب ، مشابه بدان است ليكن صافىتر از آن و چنان نمايد در خيال كه نصف بالاى آن صاف است و نصف پايين آن كدر .
و بول اشتر زرد و « 2 » با اندك زرقت باشد و در ميان آن چيزى شبيه به پنبهء ندافى كرده باشد . و زبد در آن نباشد .
و بول گوسفند ، مايل به زردى باشد « 3 » قريب به بول انسان و ليكن عديم القوام و ثفل و رسوب آن مانند روغن و يا مانند ثفل روغن و هر چند غذاى حيوان اجَود و الطَف باشد ، بول آن نيز صافىتر بود .
و بول آهو ، مشابه بول گوسفند و بول آدمى است و ليكن بى قوام و بى ثفل . و صافىتر از بول غنم ؛ به اعتبار حرارت مزاج و سرعت حركات آن .
مبحث هفتم : در بيان آن كه : بول ، بيشتر دليل و نشان كدام عضو از اعضاء بيشتر است ؟ و خبر از چه مىدهد ؟
بدان كه بول ، بيشتر مبين حال كبد و اخلاط حاصله در آن است چنان چه مكرّر ذكر
هامش
( 1 ) . الف بول .
( 2 ) . ب : ( و ) حذف شده .
( 3 ) . ب : بود .