شهامت در نفس است . و حرارت تابع سوء مزاج است « 1 » و حرارت تابعهء سوء مزاج ، به خلاف آن است كه هر مقدار زياده گردد ، شدّت آن زياده مىگردد در قوّت و ضعف .
و امّا مزاج بارد : پس ميل مىنمايد به سوى جهات نقصان از صغر ؛ به تخصيص بطء و « 2 » تفاوت . و با آن اگر آلت نرم باشد ، مىباشد نبض عريض زائد و يا بطىء و متفاوت . و اگر صلب باشد ، كمتر از آن خواهد بود . و در اكثر اوقات ، دقيق و صلب باشد . و اگر با آن ، قوّه قوى و حاجت شديد باشد ، ذو القرعتين و يا متشنج و يا مرتعش گردد .
و بدان كه ضعفى كه سبب « 3 » آن سوء مزاج بارد است ، بيشتر است از آن كه از سوء مزاج حار باشد ؛ به جهت آن كه حار را شدّت مناسبت و موافقت است با حارّ غريزى و برودت را منافرت و ضدّيت .
و امّا مزاج رطب را : تابع است موجيت نبض و استعراض آن .
امّا يبوست را : تابع ضيق و صلابت است .
و طبيب راست لايق كه تركيب نمايد اينها را با هم با محافظت اصول آنها .
[ فايده ] : و گاه مىباشد كه مزاج يك شقّ بدن انسان واحد در طول ، گرم مىباشد و شقّ ديگر آن سرد ؛ پس نبض شقّ گرم آن مانند نبض محرور و نبض شقّ سرد آن مانند نبض مبرود مىباشد . و ازين معلوم مىگردد كه انبساط و انقباض نبض ، بر سبيل مدّ و جزر از قلب نيست ، بلكه انقباض و انبساط از نفس جرم شريان است .
امّا نبض فصول اربعه « 4 »
در ربيع : نبض معتدل مىباشد در جميع ابواب . و قوّت ، قوى و زايد .
و در صيف : سريع و متواتر و صغير و ضعيف ؛ به جهت انحلال قوّت و تحليل ارواح ؛ به جهت استيلاء حرارت خارجيهء مفرط بر آن .
هامش
( 1 ) . ب : ( و حرارت تابع سوء مزاج است ) حذف شده .
( 2 ) . ب : ( و ) حذف شده .
( 3 ) . ب : به سبب .
( 4 ) . ب : فصول اربعه و سنه .