يا يكى بالقسر و ديگرى بالطبع و قاسر چيست ؟ و براى چيست ؟ « 1 » و درين ، چهار قول است :
قول اوّل : آن كه هر دو قسرىاند ؛ مانند آن كه چون فرض نمايند كه هر گاه قلب منبسط گردد [ و ] براى ضرورت ، خلاء جذب مىنمايد روح را از شرائين ؛ پس شرائين نيز بالقسر - جهت استحالهء خلأ - منقبض مىگردند . و باز چون قلب منقبض شود ، روحى كه در آن مجتمع است به سوى شرائين برمىگردد و شرائين نيز بالقسر منبسط مىگردند ؛ جهت آن كه روح در آنها بگنجد .
دوم : آن كه بالطّبع باشند ؛ جهت آن كه هر دو حركت ، بالطّبع جهت استنشاق هواء بارد و دفع بخار دخانى ، محتاجاند كه واقع گردند .
اگر گويند : اين لازم مىآيد كه از طبيعت واحده دو حركت متضادّه صادر گردد و اين ممتنع است .
جواب : آن است كه امتناع صدور دو حركت متضاد از يك طبيعت ، بر تقديرى است كه به « 2 » يك فرض و يك عرض و يك حال واقع گردند . و حركت نبض از اين قبيل نيست ؛ زيرا كه از شأن طبيعت شريانى است كه هنگامى كه روحى كه « 3 » در جوف آن است گرم گردد و منبسط شود و در آن حين و هنگام احتراق بعض اجزاء آن ، روح و گرمى هوا « 4 » وارد « 5 » آن [ گشته و ] منقبض گردد .
بعضى دليل امكان صدور دو حركت متضادّ از شىء واحدِ بالطّبع « آب » ، را مثال مىآورند ؛ يعنى نزول آب در خُلَل زمين ، طبيعى است و همچنين جوشيدن آن از زمين نيز طبيعى است و ضدّيت ميان آن هر دو بديهى است . و اين دليل ، ضعيف است و مدّعا از اين ثابت نمىگردد ؛ زيرا كه جوشيدن و برآمدن آب از زمين ، به محض طبيعت
هامش
( 1 ) . ب : ( و براى چيست ) حذف شده .
( 2 ) . ب : بر .
( 3 ) . ب : ( كه ) حذف شده .
( 4 ) . ب : هواى .
( 5 ) . الف : دارد .