علامات دالّه بر اخلاق كه علم « قيافه » و « فراست » نامند به قول حكماء :
و آن ، استدلال از خَلق ظاهر و صورت و هيأت است بر خُلق باطن :
لون بياض مفرط با كبودى و سبزى چشم ، علامت ردى « 1 » و بىشرمى و خيانت و فسق و ضعف عقل و سخافت رأى و عدم مرّوت [ است ] . و اگر با اين علامات ، باريك زَنَخ و كوسج و تيز نظر و پهن پيشانى و بر سر موى بسيار داشته باشد ، حكماء گفتهاند حذر نمودن از چنين كسان لازمتر است از مار و افعى .
دلائل موى : گفتهاند : موى درشت ميگون [ يعنى فندقى ] ، معتدل ، علامت شجاعت و صحّت دماغ است . و موى نرم ، علامت بددلى و خوف از مردم و برودت دماغ و علّت كم فهمى است . كثرت موى كتفها و گردن ، علامت حماقت بسيار است . موى بسيار بر سينه و شكم ، علامت وحشت طبع و كند فهمى و ميل به جور است . صفرت موى ، علامت حماقت و تسلّط و زود خشمى است . موى سياه ، علامت عقل و ادراك و دوست داشتن عدل است . موى متوسّط ميان سرخى و سياهى ، علامت اعتدال صفت است .
دلائل پيشانى : گفتهاند : پيشانى فراخ كه بر آن خطوط و غصون - يعنى شكنج - نباشد ، علامت خصومت و بلاغت و شغب و لاف و گزاف است . [ و ] پيشانى باريك و نحيف ، علامت فرومايگى و خباثت و خساست و عاجزى است . و پيشانى متوسّط كه بر آن غصون باشد ، علامت صدق و محبّت و فهم و علم و هوشيارى و تدبير و رأى نيكو باشد .
دلائل گوش : گوش بزرگ ، علامت جهل است و ليكن صاحب آن را قوّت حافظه قوى بود و تندخو باشد در بعضى اوقات . گوش خُرد ، علامت حمق « 2 » و دزدى باشد . گوش معتدل علامت اعتدال احوال است .
دلائل ابرو : ابروى « 3 » بزرگ و بسيار موى ، علامت درشتى در سخن باشد . ابروى كشيده
هامش
( 1 ) . الف : رويى .
( 2 ) . الف : احمق .
( 3 ) . الف : ( ابروى ) حذف شده .