نمايند : مردار سنگ ، چهل و يك مثقال ؛ « 1 » زفت رومى ، پانزده مثقال ؛ علك البطم « 2 » - كه عبارت از سقّز بوده باشد - چهار مثقال ؛ روغن زيتون ، « 3 » نود مثقال ؛ موم ، بيست مثقال ؛ اجزاء را با هم بگدازند و مردار سنگ را صلايه « 4 » نمايند ، با هم مخلوط كنند . « 5 » يا مرهم خل كه صفت آن اين است ، خصوصا بعد از « 6 » چند روز كه مرهم سياه را استعمال كنند : مردار سنگ صلايه كرده ، ده مثقال ؛ « 7 » موم ، ده مثقال ؛ روغن زيتون « 8 » ، بيست مثقال ؛ سركه ، سه مثقال ؛ مرهم سازند و بعد از آن استعمال نمايند و مرهم سفيداب كه صفت آن در سوختگى آتش مذكور است ؛ خصوصا هرگاه قدرى مردار سنگ اضافه نمايند ، استعمال نمايند .
بالجمله ، هر يك از اين مرهمها كه مذكور شد نافع و مصلح جراحات است ؛ نهايت به اين ترتيب كه مذكور شد استعمال نمايند ، اولى است .
صفت مرهم ديگر كه در اين جراحات و همهء جراحات ديگر نافع است و گوشت مىروياند و قرحه را به زودى به اصلاح وامىدار « 9 » و مشهور و معروف است به مرهم تابستانى : سفيداب قلع و موم از هريك ، سه مثقال ؛ دم الاخوين ، انزروت - كه عبارت از كنجده باشد - و صبر و مرّ و كندر از هريك ، دو مثقال ؛ روغن گل سرخ اگر نباشد روغن بادام يا روغن كنجد ، ده مثقال ؛ مرهم نموده ، استعمال نمايند .
هامش
( 1 ) . نسخه ب « چهل و پنج مثقال » آمده است .
( 2 ) . نسخه ب « ثقذ » آمده است .
( 3 ) . نسخه ب « روغن زيت » آمده است .
( 4 ) . نسخه ب « نرم صلايه كرده » آمده است .
( 5 ) . نسخه ب « نمايند » آمده است .
( 6 ) . نسخه ب : « بعد از آنكه » آمده است .
( 7 ) . نسخه ب « مردار سنگ ده مثقال نرم صلايه كرده با موم . . . » آمده است .
( 8 ) . نسخه ب « روغن زيت » آمده است .
( 9 ) . نسخه ب « را به زودى اصلاح مىكند » آمده است .