تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧

ج

جاذبه :

نيرويى است در بدن كه مواد مورد نياز بدن را جذب مىكند .

جُدَرىّ :

آبله

جَسْت :

اسم هندى روى كه به عربى شَبَه نامند .

جُغْرات :

ماست

جَفاف :

خشكى

جَفْن :

جمع آن اجْفان ، پلك

جگر :

كبد

جُلّاب :

در اصطلاح اطبّاء ، عسل يا شكر را گويند كه سه برابر آن ، گلاب بدان اضافه نمايند و به قدرى آن را بجوشانند تا به قوام آيد .

جلد :

پوست

جوارش :

داروى تركيبى است كه جهت هضم غذا خورده مىشود و داراى انواع مىباشد .

جُوع :

گرسنگى

جَوْف :

شكم و درون هر چيزى را گويند .

ح

حادّ :

تيز ، تند

حارّ :

گرم

حامض :

ترش

حَبالى :

جمع حُبْلى ، زنان باردار را گويند .

حَبَنْ :

در لغت مرادف استسقاست و كسى را كه به استسقاء مبتلا گرديده است محبون گويند .

حَجَر المِسَنّ :

سنگى است كه با آن كارد و شمشير و امثال آن تيز مىكنند .