دانش آموخته برد و در برابر او نهاده و گفت : من هر چه را به دست آوردم يك جا نزد تو آوردم ، آن را با من قسمت كن . آن مرد دانشمند گفت : آن زمان نخست ، دوران گرگان بود و تو هم گرگى بودى ؛ زمان دوم دوران قوچ بود كه تصميم مىگيرد ولى انجام نمىدهد ، و تو هم تصميم مىگرفتى ولى وفا نمىكردى ؛ و اين زمان ، دوران ترازو و عدالت است و تو بر سر وفادارى هستى . تو همهء مال خود را برگير و مرا بدان نيازى نيست و همه را به دو باز گردانيد .
گفتگوى عبد اللَّه بن حسن با امام صادق عليه السّلام
[ 553 ] معتب يا ديگرى مىگويد : عبد اللَّه بن حسن براى امام صادق عليه السّلام پيغام فرستاد كه : ابو محمّد [ كنيهء عبد اللَّه بن حسن ] مىگويد : من از تو شجاعتر ، باسخاوتتر و داناترم .
امام صادق عليه السّلام به فرستادهء او فرمود : امّا شجاعت ، به خدا سوگند هنوز عرصهء جنگى براى تو پيش نيامده كه ترسويى تو از دلاوريت تميز داده شود و سخاوت ، آن است كه آدمى ، چيزى را از راه مشروع آن به دست آورد و آن را در جاى خود مصرف كند ، و امّا علم و دانش ، پس پدر تو على بن ابى طالب عليه السّلام هزار بنده آزاد كرد ، تو كه دانشمندى تنها نام پنج نفر از ايشان را براى ما بيان كن . فرستاده نزد عبد اللَّه بن حسن آمد و سخن امام عليه السّلام را به او گفت ، سپس نزد آن حضرت بازگشت و گفت : عبد اللَّه بن حسن مىگويد : تو مردى صحفى [ كتاب خوان ] هستى . امام صادق عليه السّلام فرمود : به او بگو : آرى ، به خدا سوگند ، صحف ابراهيم ، موسى و عيسى را از پدرانم به ارث بردهام .
تفسير آيهء شريفهء 2 سورهء يونس در بيان امام صادق عليه السّلام
[ 554 ] از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه در تفسير اين آيهء شريفه :
. . . وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ
. . . « 1 » فرمود : مقصود ، پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است .
هامش
( 1 ) « و مژده بده به كسانى كه ايمان آوردهاند كه آنان سابقهء نيك نزد پروردگارشان دارند » ( سورهء يونس / آيهء 2 ) .