هنگام كه خودش آن را تعبير كند يا ديگرى همچون خود او آن را برايش تعبير كند ، و چون خواب او تعبير شد به زمين آيد . پس خواب خود را جز به خردمند نقل نكنيد .
در بيان كردن خواب
[ 530 ] ابو بصير از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مىفرمود : خواب را نبايد جز به كسى كه از حسادت و بيدادگرى بر كنار باشد باز گفت .
داستان مرد زشت روى
[ 531 ] مردى از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : در زمان پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مردى بود كه ( ذو النمره ) ناميده مىشد . او از زشتترين مردم بود و به سبب همين زشتى او را ( ذو النمره ) مىناميدند . يك روز او خدمت پيامبر رسيد و عرض كرد : اى پيامبر خدا ! به من بگو خداى عزّ و جلّ بر من چه واجب كرده است ؟ پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : خداوند بر تو واجب كرده است هفده ركعت نماز در شبانه روز ، و روزهء ماه مبارك را در صورتى كه زنده ماندى و آن را درك كردى ، و حج را اگر استطاعت يافتى ، و زكات را ، و آن را براى او شرح داد . آن مرد گفت : سوگند بخدايى كه تو را به حق به پيامبرى برانگيخت ، براى پروردگار خود افزون بر آنچه براى من واجب گردانيده به جاى نخواهم آورد .
پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : چرا اى ذو النمره ؟ عرض كرد : زيرا كه مرا چنين زشت آفريده است .
در اين هنگام جبرئيل بر پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نازل شد و عرض كرد : اى پيامبر خدا ! پروردگارت به تو دستور مىدهد كه از سوى او به ذو النمره سلام برسانى و به او بگويى : پروردگارت مىفرمايد : آيا خشنود نيستى كه در روز رستاخيز تو را به زيبايى جبرئيل محشور كنم .
پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به او فرمود : اى ذو النمره ! اين جبرئيل است كه به من دستور داده به تو سلام رسانم و به تو بگويم كه پروردگار متعال فرموده است : آيا خشنود نيستى كه در روز رستخيز تو را به زيبايى جبرئيل محشور گردانم . ذو النمره گفت : پروردگارا ! من خشنود شدم و بعزّتت سوگند من نيز [ به اعمالم آن قدر ] بيفزايم تا خشنود گردى .