تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
قرار داد . ما نماز عصر را خوانديم و بدان جا رفتيم و ديديم كه آن حضرت بر تختى تكيه زده كه ارتفاعش از زمين كم بود . ما گرد ايشان نشستيم . آن حضرت برخاست و نشست و پاهاى خود را از روى تخت دراز كرد به گونه‌اى كه پاهاى حضرت به زمين رسيد ، سپس فرمود : سپاس مر خدا را سزاست ، مردم به راست و چپ رفتند ، گروهى مرجئه ، دسته‌اى خوارج ، شمارى قدريه گشتند و شما را ترابيّه مىنامند . سپس دست راست خود را بالا برد و فرمود : بدانيد به خدا سوگند كه آن [ دين حقيقى ] نيست مگر خداى يگانه‌اى كه شريك ندارد و رسولش و خاندان رسولش و شيعهء آنها - كرّم اللَّه وجوههم - ، و آنچه جز اين است چيزى نيست ، و به خدا سوگند على عليه السّلام براى سرپرستى و هدايت مردم شايسته‌ترين مردم بود و اين سخن را سه بار تكرار كرد . [ 521 ] از امام صادق عليه السّلام روايت كرده‌اند كه فرمود : همانا به فرشتگانى كه در آسمان دنيا هستند به يك نفر ، دو نفر ، سه نفرى كه فضيلت خاندان محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را ياد مىكنند سر مىكشند و به يك ديگر مىگويند : آيا نمىبينيد كه اين گروه با كم بودن شمارشان و فراوانى دشمنانش فضيلت خاندان محمّد را به ياد يك ديگر مىآورند . گروهى از فرشتگان بديشان مىگويند : اين فضل و كرم خداست كه به هر كس خواهد دهد و كرم خدا بسيار است .

مدارا با شيعيان

[ 522 ] عمر بن حنظله مىگويد : امام صادق عليه السّلام فرمود : اى عمر ! به شيعيان ما [ كارهاى دشوار ] تحميل نكنيد و با آنها مدارا كنيد ، زيرا مردم طاقت آنچه شما تحمّل مىكنيد ندارند .

تفسير چند آيه در بارهء مخالفان

[ 523 ] حسين جمال از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه در بارهء آيهء شريفهء :
. . . رَبَّنا