تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
عرق خجالت از سر و رويشان ريزان بود و چشم از زمين برنمىداشت . پدرم كه وضع آنها را ديد فرمود : خدا رحمتتان كند من نظرى جز خير نداشتم . همانا بهشت را درجاتى است : درجهء مردمى كه اهل عمل هستند چنان است كه كسى از اهل سخن بدان نرسد ، و درجهء اهل سخن نيز درجه‌اى است كه ديگران بدان نرسند . بخداى سوگند همين كه پدرم اين سخن را گفت چنان بود كه گويى ، بند از پاى ايشان گشوده باشند .

شيعهء على عليه السّلام

[ 290 ] موسى بن بكر واسطى مىگويد : ابو الحسن عليه السّلام به من فرمود : اگر من شيعيان خود را بررسى كنم مردمى نخواهم يافت مگر زبان آور ، و چون بيازمايمشان آنها را نخواهم يافت مگر از دين برگشته ، و اگر در بوتهء آزمايششان گذارم از هزار نفر يك نفر هم سالم بيرون نيايد ، و اگر غربالشان كنم چيزى جز آنچه از من است در غربال نماند . اينها دير زمانى است كه بر بالشها تكيه زده‌اند و گفته‌اند : ما شيعهء على هستيم و حال آنكه شيعهء على تنها آن كسى است كه كردارش گفتارش را تصديق كند .

روز رستخيز و گواهى حضرت مريم و يوسف و ايّوب عليهم السّلام

[ 291 ] عبد الاعلى وابستهء آل سام مىگويد : از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود : در روز رستخيز زنى را كه به سبب زيباييش به گناه افتاده بياورند . آن زن مىگويد : خدايا ! تو مرا زيبا آفريدى و به همين سبب به من آن رسيد كه رسيد . پس مريم عليها السّلام را در برابرش حاضر كنند و به دو گويند : آيا تو زيباترى يا او ؟ ما او را زيبا آفريديم اما او به فتنه گرفتار نيامد . نيز مرد زيبايى را كه به سبب زيباييش به گناه افتاده بياورند و او گويد : بار خدايا ! تو مرا زيبا آفريدى و از اين رو گرفتار زنان گشتم و از زنان به من آن رسيد كه رسيد . پس يوسف را نزدش حاضر كنند و بگويند : آيا تو زيباترى يا او ؟ ما او را زيبا آفريديم ولى با اين حال به گناه دامن نيالود . نيز مرد بلا ديده‌اى را بياورند كه به سبب ابتلايش به گناه افتاده . آن شخص مىگويد : بار خدايا ! بلا را بر من سخت گرداندى تا جايى كه به گناه افتادم .
بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 271 | آژير / الشيخ الكليني