تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
پند گرفته ، و خود را سنجيده ، و دنيا و مردم را وانهاده ، براى درك حقايق دين و پايدارى ، دانش آموزد ، و دلش از ياد روز رستاخيز سنگين بار گشته ، و بستر خوابش را درهم پيچيده و از بالش استراحت دورى گزيده . بر سر پا ايستاده و در عباى خويش خزيده ، و براى خداوند عزّ و جل خاشع و فروتن گشته ، و ميان صورت و دو كف دستش [ در نهادن بر خاك عبوديت ] نوبت برقرار كرده . در نهان ، برابر پروردگارش خاشع است . اشكش ريزان و دلش لرزان و سيلاب سرشك از ديدگانش فرو ريزان است . از ترس خدا بندهاى تنش مىلرزد . گرايش او در آنچه نزد خداست بسيار و هراسش از او سخت است . در كار زندگى به اندازهء گذران خشنود ، و آنچه را آشكار سازد كمتر است از آنچه پوشيده دارد ، و به گفتن كمتر از آنچه مىداند بسنده مىكند . اينها هستند سپرده‌هاى خدا در شهر كه در پرتو وجود آنها بلا را از بندگانش دور سازد . اگر يكى از آنها خداى را براى انجام كارى سوگند دهد ، خداوند آن را به جاى مىآورد ، يا اگر به كسى نفرين كند خداوند ياريش رساند . راز او را بشنود و دعايش را مستجاب گرداند . خداوند ، سرانجام را براى پرهيزگارى برقرار داشته و بهشت را ، مأوى و مسكن پرهيزگاران قرار داده است . خواستهء آنها در آن جا بهترين خواهشهاست . دعايشان بهترين دعاهاست ، و آن اينست كه بگويند : « سبحانك اللّهم » [ يعنى تو منزّهى بار خدايا ] . و اينجا بخاطر نعمتهاست كه خدا بديشان داده است و آخرين خواهش آنها اين است كه : «
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
» .

خطبهء ديگرى از امير المؤمنين عليه السّلام در دل نبستن به دنيا

[ 194 ] از امام صادق عليه السّلام روايت كرده‌اند كه آن حضرت خطبهء زيرا را از امير المؤمنين عليه السّلام در روز جمعه نقل فرمود : سپاس خدا را سزاست كه شايستهء سپاس است و سرآغاز و سرانجام آن است و جايگاه آن ، آغازكننده نقش آفرين ، برترين و الا و بزرگوار ، عزيزترين هستى و كرامت شعار ، به