تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
امور خود رهنمايى شدند و از آنها روى گردانيدند ، و خداوند به سزاى آنچه كردند جامهء گرسنگى و ترس بر پيكرشان پوشانيد . و پرسيدى از حال آن دو مردى كه مال مردى را به زور گرفتند و حال آنكه اين مرد مال خويش را به درويشان و گدايان و در راه واماندگان مىبخشيد و در راه خدا صرف مىكرد و پس از آنكه آن را ربودند باز هم به بردن آن بسنده نكردند تا به زور آن را بر دوش او نهادند تا برايشان به خانه رساند ، و چون آن را به تصرف خود درآوردند به خرج آن پرداختند ، و پرسيده بودى آيا اينان با چنين كارى به حد كفر مىرسند ؟ بجان خودم سوگند آن دو پيش از آن هم منافق بودند و بر خداوند سبحان و رسولش رد سخن كردند و پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را به باد مسخره گرفتند و آن دو كافر بودند ، لعنت خدا و فرشتگان و همهء مردم بدانها باد ، به خدا سوگند از روزى كه اظهار اسلام كردند به دل هيچ كدام از آنها ذره‌اى ايمان درنيامد و جز شك و ترديد براى آنها افزوده نگشت ، هر دو فريبكار و مردّد بودند تا وقتى كه فرشتگان عذاب جان ايشان را ستاندند و به جايگاه رسوايى در خانهء آخرت بردند . و پرسيدى از كسانى كه در حال غصب اين مال حاضر بودند و ديده‌اند كه آن را بر دوش او نهادند ، برخى عارف بودند و برخى منكر . پس ايشان همان مرتدان نخست اين امتند ، لعنت خدا و فرشتگان و همهء مردم بر آنها باد . و پرسيدى از اندازهء دانش ما . دانش ما بر سه گونه است : در بارهء آنچه گذشته ، در بارهء آنچه آيد و آنچه پديدار گردد . اما پيرامون گذشته شرحى است كه به ما رسيده است ، و پيرامون آينده رمزى است كه نگاشته شده است ، و پيرامون آنچه پديدار گردد و از نو رسد الهامى است كه به دل افتد و يا انگشت اخبارى است كه به گوش زنند و از هاتف غيب به ما گفته آيد با اينكه پس از پيامبر ما محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم پيامبرى نيست . و از امّ ولدهاى آنان و نكاح و طلاقشان پرسيده بودى . امّ ولدهاى ايشان تا روز قيامت زناكارند و نكاح آنها بدون اجازهء ولى شرعى بوده است ، و طلاقشان در غير عدّه مقرّر است . و اما هر كه دعوت ما را پذيرفته ايمانش گمراهيش را ويران سازد و يقينش شكش را از ميان برد .
بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 165 | آژير / الشيخ الكليني