نادانها با او دشمنى كنند ، و براى بزرگوارى و روشنى او هر آنكه در آسمانها و زمين است با انجام كارها و كيشهاى گوناگون به درگاهش وسيلهجوست ، يكى درست رود و ديگرى به خطا ، يكى گمراه شود و ديگرى ره يابد ، يكى شنوا و ديگرى كر ، يكى بينا و ديگرى نابينا و سرگردان . پس سپاس از آن خداست كه محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم دين او را فهماند و شرح داد .
اما بعد ، همانا تو مردى هستى كه خدايت توفيق مقام خاصى نسبت به خاندان محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به تو عطا كرده ، و در دلت نگاه داشته دوستى آنچه را از دين خود به تو سپرده و آنچه را از راه حق به تو الهام كرده ، و تو را در دينت تا آنجا بينايى بخشيده كه امامان بر حق را به برترى شناختى و كارها را بديشان بازگرداندى . تو نامهاى به من نوشتى و از امورى پرسش كردى كه مرا در بارهء آنها بايست و نهان داشتن آنها مرا شايست ، ولى چون ديگر كار من از تسلّط جبّاران و زورگويان درگذشته و تسلّط حضرت خداوندى كه سلطانى است بزرگوار بر سرم سايه افكنده و از اين دنياى نكوهيده جدا مىشوم و آن را به آفرينندهء خود وامىگذارم و لذا به نظرم آمد آنچه را پرسيدى برايت شرح دهم تا مبادا شيعيان كم بينش ما از سر نادانى به سرگردانى گرفتار آيند . تقواى خداوند والانام را در پيش گير و راز امامت حقّه را مخصوص اهل آن دان و بر حذر باش از اينكه سبب گرفتارى اوصياء او شوى و ستمكاران را با فاش كردن رازى كه به تو سپرده شده به پيگرد آنان وادارى ، يا آنچه با را بايدت نهان داشت عيان سازى و تو هرگز به خواست خدا اين كار را نمىكنى . همانا نخستين گزارشى كه به تو مىدهم اين است كه خبر مرگ خود را در همين شبها به تو اعلام مىدارم و نسبت به آنچه شدنى است و خدا عزّ و جلّ حكم كرده و حتم نموده نه بىتابم و نه پشيمان و نه ترديدى در آن دارم ، پس تو بايد به حلقهء دينى چنگ در زنى كه همان خاندان محمّدند و حلقهء محكمى كه همان امام است در پى امامى ، و بايد با آنها بسازى و به آنچه گفتند خشنود گردى ، و در پى دين كسى مباش كه شيعه نيست و دين آنها را دوست مدار كه آنها همان خيانتكارانى هستند كه به خدا و رسول خدا و به آنچه بديشان سپرده شده خيانت ورزيدند . مىدانى در چه امانتى خيانت ورزيدهاند ؟ ! كتاب خدا كه به آنها سپرده شد و آن را تحريف كردند و جابجا نمودند ، و به سرپرستان و واليان
بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 164
مساهمون: آژير
ص١٦٤