تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
[ 645 ]

باب [ نهم ] : در امراض شش و سينه

[ 646 ] [ شش ] كه به تازى ريه گويند ، عضوى است نرم و متخلخل مركب از گوشت و غضاريف و قصبه [ و ] شعب شريان وريدى و شعب وريد شريانى و غشا . و غشاء مذكوره بر مجموع ريه كشيده . و ريه ، دو بخش شده است : يكى ، از سوى راست . دوم ، از سوى چپ . طرف ايمن ، به سه شعبه منقسم شده است و طرف ايسر ، به دو شعبه . و جرم ريه بىحس است ليكن اين غشا حس اندك دارد . و مجموع ريه ، گرد قلب برآمده . فايدهء ريه آن است كه جذب هوا كند و آن را مناسب مزاج قلب نموده به توسط شريان وريدى كه ما بين قلب و ريه وضع يافته به دل رساند و ترويج وى نمايد . و ايضا بخار دخانى را به دفع نفس برون آرد و لهذا وى را « مبداء الحيوة » گويند . [ 647 ] فايده : امداد هوا روح را چنان نيست كه قومى زعم نموده‌اند كه هوا روح مىگردد ؛ بلكه هم‌چنان كه آب مركب غذاست ، مركب روح ، هواست . و اگر مدد هوا نباشد ، روح در همهء تن نتواند رسيد ؛ زيرا كه تعديل قوام وى به نسيم حاصل آيد . امّا فضاى سينه دو بخش است ، بهر آنكه يكى آفت رسد ، بخش دوم به سلامت باشد . و دم زدن كه موجب زندگانى است ، فرونماند . و ميان هر دو بخش ، غشايى حايل است و فىمابين دو بخش هيچ راه نيست ؛ بهر آنكه اين غشا منفذى ندارد . و مرى و شش و ديگر آلات كه اندر فضاى سينه واقع است بدين غشا به يكديگر ارتباط دارد . و حجب سينه ، در ذات الجنب گفته آيد . اين باب ، مشتمل است بر فصول :