و مادهء اعياء و ماندگى برون آيد .
امّا اگر آنجا ورم باشد ، رگ بايد زد و طبع را فرو بايد آورد تا ماده از آنجا مستفرغ شود و به علاج خناق رجوع بايد كرد .
[ 641 ] قسم سيم : اندر آواز لرزان [ الصوت المرتعش ]
: به تازى ، الصوت المرتعش گويند . و وى دوگونه است :
يكى ، ارتعاشى . دوم ، اختلاجى . ارتعاشى ، دايم بود و اختلاجى ، گاه باشد و گاهى نه .
علاج : بهر استفراغ ماده ، معجون لوغاذيا در طبيخ افتيمون حل كرده بنوشند . و حقنه نيز به عمل آرند و به آبكامه و ايارج فيقرا و مويزج غرغره كنند . و اطعمهء ملطّفه چون قليهء آبكامه و قليهء اناردانه و ماهى شور و طعامهايى كه در وى خردل و مانند آن انداخته باشند تناول نمايند . و مهما امكن [ يعنى تا ممكن است ] از بانگ كردن و آواز دادن و سخن گفتن و خنديدن و خشميدن و دويدن و بسيار رفتن و از دستها جنبانيدن بپرهيزند . و بايد كه مريض مذكور بر قفا بازخسبد [ يعنى بر پشت بخوابد ] و بر سينهء او چيزى سنگين به مقدار طاقت او برنهند . و آن ، تخته باشد از سرب و جز آن . و بايد كه به همين شكل خفته تكليف سخن گفتن كند . و روزى چند بار به همينسان به عمل آيد .
[ 642 ] قسم چهارم : اندر آواز تيره و تاريك [ الصوت الكدر المظلم ]
: كه به تازى ، الصوت الكدر المظلم گويند . و اين ، آوازى باشد همچون آواز زير كه به هم بازآيد . و سبب آن ، رطوبتى است سخت غليظ كه در حنجره و قصبه نزول فرمايد .
علاج : رياضت كنند . و نفس بازگيرند . و كشتى بازيدن و به خرقههاى درشت پيوسته سر و سينه ماليدن و اندر گرمابه عرق آوردن و طعامهاى ملطّفه منضجه خوردن سود دارد .
[ 643 ] قسم پنجم : اندر آواز باريك [ الصوت الرقيق ] :
كه به تازى الصوت الرقيق گويند . و اسباب آن ، بىخوابى باشد و ماندگى و انواع استفراغ و جماع بسيار . و سرما نيز حنجره را تنگ كند و آواز باريك سازد ؛ همچون آواز كودكان و خصيان و زنان .
علاج : به گرمابهء معتدل روند و چيزهاى معتدل لطيف زودگوار چون زردهء بيضهء مرغ و ماء اللحم و گوشت دراج و تيهو و مانند آن تناول كنند . و اگر سوء المزاج سرد سبب باشد ، آنچه در بحة الصوت گفته شد ، بهر اين مزاج استعمال نمايند .
[ 644 ] فايدهء عام : كبابه خائيدن ، آواز درشت و تيره را صافى كند . و آنچه آواز را روشن و