[ 764 ] دو نوع ديگر غشى به سبب انسداد شريان ريوى يا أبهر .
[ 765 ] پنجم : غشى به سبب آماس دل .
[ 766 ] ششم : غشى به سبب مشاركت ساير اندامها .
[ 767 ] علائم عمومى و خصوصى تمام اقسام غشى .
[ 768 ] فايدهء جليله : اگر كسى در غشى رنگ چهرهاش سبز شود و سر و گردن در جلو آويزد و سر را راست نتوان نگه داشت ، فورا مىميرد .
[ 769 ] تنبيه : علائم هشداردهندهء وقوع غشى و پى بردن به منشأ غشى برحسب آنها .
[ 770 ] تفصيل اينكه فلسفهء ابتلا به غشى در برخى غير معتادين به فصد ، غافلگير شدن طبيعت است .
[ 771 ] تدبير به هوش آوردن مبتلا به غشى .
[ 772 ] فايده : تلاش براى قىء ، در اكثر غشىها مفيد است مگر غشى حادث از كثرت عرق .
[ 773 ] انتباه : دليل حصول افاقت در اثر آب سرد بر روى زدن و شرايط تأثير اين عمل .
[ 774 ] فايدهء جليله : كه در تمام امراض قلب مفيد است ؛ مشتمل بر مباحثى از ادويهء قلبيه و شرايط آنها و احتياط در امر درمان قلب .
[ 775 ] ادويهء خاصهء قلب .
[ 776 ] تنبيه : بيمارىهاى امتلايى دل ، معمولا از سدّه و بعضا از ابخرهء غليظه است .
[ 777 ] فصل چهاردهم : در ورم اذنى القلب ؛ كه معمولا سرد است .
[ 778 ] فايده : يكى از ميمونهاى جالينوس اين مرض را داشته كه روز به روز لاغر مىشده است .
[ 779 ] فايده : آماس اذنى القلب از آماس غلاف آن بدتر است .
[ 780 ] دل ، تاب هيچ جراحتى را ندارد و جراحت آن مرگ مىآورد .
[ 781 ] فصل پنجم : در ضغطة القلب ؛ يعنى احساس فشار بر قلب مىشود ؛ كه از ترشح سودا بر دل است .
[ 782 ] فصل ششم : در تقشر القلب ؛ يعنى احساس مىكند قلب او پوستهپوسته مىشود . و نوعى ريزش خمل معده است كه دردش تخيل مىشود كه در قلب است نه اينكه واقعا چنين شود .
[ 783 ] فصل هفتم : در قذف القلب ؛ يعنى حس شود كه گويا دل از سينه بيرون مىآيد . و از سوء مزاج دموى يا صفراوى است .
[ 784 ] فصل هشتم : در احتواء الرطوبات على القلب .
[ 785 ] فصل نهم : در جذب القلب ؛ يعنى پنداشته شود كه قلب به پايين كشيده مىشود كه منشأ آن در معاليق جگر است .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة مقدمه و فهرست 51
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
صمقدمه و فهرست ٥١