[ 482 ] فصل سوم : در طنين و دوىّ ؛ يعنى تشويش در شنوائى به سبب آوازهاى دروغين در گوش كه از درون بدن توهم مىشود .
[ 483 ] نكته : بطلان ، نقصان و تشويش ، سه آفت كلى اعضاى حس .
[ 484 ] اول : آواز دروغين حادث از زكاء حس شنوائى .
[ 485 ] دوم : از ضعف قوت سامعه .
[ 486 ] سوم : از اجتماع فضول غليظ در سر و افتراق باد غليظ از آنها در سامعه .
[ 487 ] چهارم : از انصباب فضله از سر به سوى گوش .
[ 488 ] پنجم : از شدت گرسنگى .
[ 489 ] ششم : از جنبيدن اخلاط و بخارات در اثر سوء مزاج گرم .
[ 490 ] هفتم : از مصرف داروى جنبانندهء بخارات به سوى دماغ .
[ 491 ] هشتم : از جوشيدن صديد و زرداب قرحهها يا حركت كرمها در گوش .
[ 492 ] امتلاى رگهاى سر و تن .
[ 493 ] تنبيه : طنين و دوىّ به مشاركت ساير اعضاء خصوصا معده يا به سبب مغز و گوش و فرق آنها .
[ 494 ] فصل چهارم : در انفجار و برآمدن خون از گوش ؛ كه يا از بحران است و يا گزيدگى مار و يا شكافتن رگ گوش .
[ 495 ] فصل پنجم : در شكستن گوش .
[ 496 ] فصل ششم : در انقلاع الاذن ؛ يعنى برآمدن گوش از بيخ .
[ 497 ] فصل هفتم : در اورام بيخ گوش .
[ 498 ] فصل هشتم : در جراحت و شقاق گوش ( قلاع الاذن ) .
[ 499 ] فصل نهم : در افتادن چيزى در گوش .
[ 500 ] فصل دهم : در حكة الاذن ؛ يعنى خارش گوش ؛ كه از رطوبت بورقى است .
[ 501 ] فصل يازدهم : در رنجيدن و تنفر گوش از آوازهاى قويه ؛ كه يا از ضعف همهء قواى نفسانى است و يا ضعف سامعه فقط .
[ 502 ] باب چهارم : در امراض بينى .
[ 503 ] تشريح بينى .
[ 504 ] فصل اول : در خشم ؛ يعنى بطلان حس بويايى كه بر هفت قسم است .
[ 505 ] اول : رويش غدهء زايد در مجراى بينى و روش جراحى آن .
[ 506 ] دوم : ورم نرم حجيم ( كثير الارجل ) در مجراى بينى افتد .
[ 507 ] سوم : خلط غليظ لزج كه از مغز بر مجراى بينى فرود آيد .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة مقدمه و فهرست 39
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
صمقدمه و فهرست ٣٩