تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
غوص و غيره آثار از او آيد ؛ مثل احراق و تجميد و تليين و تصليب و مانند آن و هر چه در آن اجزاى لطيفه بسيار غالب باشد و نيز ايشان مسمى به روح است ؛ مانند جوهر زيبق و كبريت و جوهر زرنيخ و املاح و شبوب و امثال آن .

جسد :

عبارت است از اجزاى كثيفهء اجسام كه قابل وقوع آثار روح باشد و هر جسمى كه از اجزاى ارضيه به حد افراط در آن غالب باشد ، مسمى به جسد است ؛ مانند متطرفات .

نفس :

عبارت است از جنس كه به حسب لطافت و كثافت ، حد وسط بوده و ما به الارتباط روح و جسد تواند شد و واسطهء جريان لطيفهء صابغه در اجزاى كثيفه قابلهء جسد تواند گشت .

كبريت احمر :

عبارت از اكسير شمسى است كه در رنگ سرخ مىباشد و از علامت خاصهء اوست .

ورق شجر الطور :

موى سر انسان است .

اصل بارد :

زيبق است .

اصل حارّ :

كبريت است و اوّل را انثى و ثانى را ذكر نامند .

قمر :

كنايه از فضّه است واو را اوّل نيز گويند .

عطارد :

عبارت است از روى توتيا كه شبه باشد و ثانى ، كنايه از اوست و بعضى سيماب را عطارد نيز ناميده‌اند .

زهره :

نحاس است . و ثالث ، عبارت از آن است .

شمس :

ذهب است و رابع ، كنايه از آن .

مريخ :

حديد است و خامس نيز گويند .

مشترى :

قلعى است كه رصاص ابيض باشد و سادس كنايه از آن است .

زحل :

سرب است و سابع مراد از اوست .

عقاب :

نوشادر است .

علم :

زرنيخ است .

عروس :

كبريت است .

املاح :

عبارت از اقسام نمك معدنى است و صناعى و تنكار و شوره و بوره و نوشادر است .