آلات مخصوصه اين فن كوشيده تا اخوان عالم امكان را بدون تحصيل كتب متعدده ، علم بر اصول و اصطلاحات اين گروه حاصل گردد و طالب اعمال جزئى باشند و تحصيل عامل كنند و از مطالعهء اين مجموعه توانند مدعى لاف و گزاف را آزمود و به فريب معركه آرايانِ بساط تدليس ، سرمايهء معيشت خود را نسوخت .
اين طريق مشتمل است بر پنج حل و سه عقد و خاتمه :
حل اوّل : در بيان حجر اصطلاحى اين فرقه و بعضى از اصطلاحات ايشان .
حل دوّم : در قواعد تقطير و تصعيد و تكليس و مانند آن .
حل سوم : در بيان آلات مخصوصهء عمل صناعت .
حل چهارم : در قواعد گرفتن بعضى از آنها و تحمير و تبييض و ساير تدبيرات اجزاء .
حل پنجم : در بيان بعضى از خواص فلزات و اصلاح آن و آنچه به آن متعلق است .
عقد اوّل : در قواعد قمريّه .
عقد دوّم : در قواعد شمسيّه .
عقد سوم : در قواعد عمل مرواريد و اعمال متفرقه .
خاتمه : در خطوط مرموزه .
حل اوّل : در بيان بعضى از اصطلاحات اهل صناعت :
حجر :
عبارت از جزء اعظم اكسير است و اختلاف بسيار در آن واقع شده و هر يك از مهرهء اين فن چيزى را در مطلوب خود جزء اعظم دانستهاند و تدبير آن نمودهاند تا به حد جريان و نفوذ و انصباغ رسيده و قائم النار گشته .
نزد بعضى ، حجر عبارت از شعر انسان است و اكثر اهل صناعت در آن متفقاند .
نزد بعضى عبارت از زيبق و نزد جمعى كنايه از كبريت است و به تحقيق پيوسته كه تدبيرِ مبيض اين دو اصل را فعل به تبييض و محمِّر [ مجرد ] را عمل تحمير است و شكى نيست كه گاه اصل بارد ، قائم النار و گدازنده گردد و قبول صبغ كنند و اصل حارّ را رفع اشتعال و تسويد شود ، رافع علل متطرفات مىگردند و لهذا به جهت اصلاح آن در ترتيب آثار مذكوره هر يك از اهل اين فن آبى و اجزائى وضع نمودهاند و طريق تدبير بيان كرده .
روح :
عبارت است از اجزاى لطيفه اجسام كه حامل قوت بوده و نفوذ و صعود و