تشويهء چيپال :
كه به لغت هندى اسم حبّ الملوك است و طريق حكماى هندى [ آن است كه ] بعد از مقشّر كردن و بيرون آوردن پردهء درون ، قدرى گل سرخ و كتيرا بالسوية ربع او اضافه نموده در لتهاى [ ترى ] بسته ، لته را به خمير بگيرند و به دستور در آتش تشويه نمايند و بىكتيرا نبايد استعمال نمود .
تشويهء انزروت :
با شير الاغ يا دختر خمير نموده بر شاخههاى چوب گز تازه آلوده ، در تنور معتدل بياويزند تا خشك شود و اگر بار ديگر سائيده با سفيدهء تخم مرغ سرشته با چوب گز تشويه نمايند ، به اعتدال قريبتر مىگردد .
تدبير تشميزج :
جهت ادويهء عين و جراحات چشمك را در كيسه كرده با سرگين الاغ و اندكى گشنيز خشك و رازيانه در آب جوشانيده تا پخته شود ، پس بيرون آورده مقشّر كنند و اگر در جوف پياز ، به دستور سقمونيا مشوى نمايند باعث زيادتى نفوذ و تحليل او مىگردد .
تقليهء هليله :
جهت سفوفات و غيره ، دانهء او را بيرون كرده ، بكوبند و به آب [ به ] بجوشانند تا آب را جذب كند ، پس با روغن زيتون چرب نموده و برشته كنند و احتياط كنند كه نسوزد .
تقليهء عفص و امثال آن :
بايد به روغن زيتون چندان برشته كنند كه مازو شق شود و بلوط و غيره را به قدرى كه رنگ آن تغيير نمايد .
تحميص به زور و ادويه :
جهت قبض ، عبارت از بو دادن آن چيز است . بايد ظرف سفال يا سنگ را در آتش [ خوب گرم كرده از سر آتش ] بردارند دواى مخصوص را در آن ظرف كرده بر هم زنند به حدى كه رايحهء آن ظاهر شود .
فصل سوم : در غسل ادويهء
تصويل ، عبارت از آن است و غسل ، يا جهت تبريد است ، يا تعديل ، يا [ تنظيف ] ، يا رفع حرارت مكتسبه ناريه اشياء محرقه و يا تلطيف .
غسل ادويهء حجريه :
مانند ياقوت و شاهدنج و شبه احجار مانند راسخت و اقليميا و شنجرف و امثال آن : بايد آن چيز را بسيار نرم سائيده ، شادنج در هاون و امثال آن كرده ، آب بر او ريخته [ به آهستگى بر هم زده تا هر چه مثل غبار باشد به آن مخلوط گشته ] به