بگدازند ، پس سوهان كرده ، در ظرف آهنى با نمك آب بسيار بجوشانند تا نمك و آب به تحليل رود ، پس قدرى گوگرد بر او پاشيده بر هم زنند تا مكلَّس گردد .
[
تكليس طلا
] طريق حكماى هند كه به جهت تناول مكلس مىكنند : چند بار سرب را گداخته ، در آب نوشادر ريخته ، صاف نمايند و طلاى بىغش را چند دفعه گداخته در آن ريخته ، پس صفحههاى باريك كرده به زاج سياه و سركه آغشته و در آتش گذاشته ، با نمك آب بشويند و با ربع او سربِ سوهان زده در بوته مردارسنگ آلوده بگدازند ، پس با ثلث او زيبق در ظرف چينى يا مزحج بسيار بسايند و بر روى آتش گذاشته بر هم زنند تا زيبق از او مفارقت كند ؛ آنگاه بر روى سنگ سماق به حدى بسايند كه چون اندكى از آن بر روى آب بپاشند مدتى در ته آب نرود .
حد سائيدنِ جميع احجار و فلزات جهت تناول نمودن ، همين مرتبه است و كمتر از اين مرتبه جايز نيست ؛ چه نفعى متصور نخواهد بود و ضرر ، مظنون است .
طريق ديگر كه از ساير طرق بهتر و بعد از غسل چيزى به او نمىماند كه نتوان تناول نمود و مقتبس از صناعت است : آب آهك و آب قلى و آب ملح الطعام را به جرّعلقه صاف كنند و هر يك را علىحده بجوشانند تا منعقد گردد ، پس دو جزء معقود آهك و نيم جز از ملح معقود و نيم جزء قلى معقود و يك جزء شمسِ برّاده كرده را با يكديگر بسيار بسايند و بايد در ظرف مرحج بر روى آتش بسيار سحق كنند و بعد از آن كه خوب گرم شده باشد و سحق يافته ، دو سه روز در جاى نمناك بگذارند تا قدرى نم بردارد و پس به دستور ، تشويه و سحق كنند و باز به جاى نمناك اعاده نمايند تا سه چهار مرتبه آنگاه در بوته كرده به حدى آتش دهند كه بوته سرخ شود ؛ پس بعد از سرد شدن بسايند و با آبِ گرم مكرر بشويند و بجوشانند تا ساير اجزاء از شمس زايل گردد و در آن وقت خشك كرده سحق و استعمال كنند و حقير را مظنون آن است كه اگر در حين تشويه و سحق ، تسقيه به عرق گوگرد و آبهاى تند كنند ، سريع الاثر گردد .
احراق بوره :
در ظرف سفال كرده ، بر روى اخگر گذارند تا بسوزد .
احراق اقليميا :
در كوزهء مطيَّن يك شب در تنور يا تون گذارند .
احراق خبث الحديد :
ريم آهن را در آتش سرخ كرده تا هفت مرتبه در سركه تطفيه كرده ، پس خشك نموده ، سحق نمايند .