غسل شيرج :
روغن كنجد را با آب نمكِ بسيار بر هم زده ، به آتش نرم بجوشانند ، پس از آب نمك جدا كرده با آب صاف بسيار بر هم زده بجوشانند و آب را از او جدا كنند .
غسل سويق :
آرد جو و امثال آن را كه خواهند در معده ترش نشود و نفخ او را زايل كند بايد آب جوشان بر او بريزند و بگذارند تا بر آيد پس آب سرد بر او ريخته بردارند .
غسل لاجورد :
جهت ادويهء عين و كتابت و نقاشى : اما جهت ادويهء عين ، به دستورِ احجار كافى است و به جهت آشاميدن ، متقدمين شرط نداستهاند بلكه باعث ضعف عمل مىدانند ؛ اما جهت كتابت و امثال آن ؛ بايد سنگ لاجورد سائيده و تسقيه به آب مازو نموده و جوشانيده و اندك روغن زيتون اضافه كرده و بدستورِ احجار غسل داده را مكرر اعادهء طبخ و غسل كنند تا مثل غبار گردد و با ادويهء ديگر نيز مىشويند .
فصل چهارم : در طريق اتّخاذ و به عمل آوردن بعضى از ادويه
گرفتن يد اللّه :
كه به سبب شدت تأثير در علاج سنگ مثانه و گرده به اين اسم ناميدهاند : بز نرى كه چهار ساله باشد بايد در فصلى كه اولِ رنگ گرفتن انگور باشد ذبح نموده ، خون اوّل و آخر را گذاشته ، خون وسط را در ديگ و ظرف سنگ گرفت و گذاشت تا منجمد گردد ، پس ريزه كرده ، بر پارچهء پاكى بگذارند و روى او را از غبار بشويند به مثل حرير و در آفتاب خشك كنند و قدر يك مثقال او را با آب كرفسِ كوهى با شراب و امثال آن استعمال نمايند و هرگاه ظرف سنگ به هم نرسد سفال نيز جايز است .
تدبير ذراريح :
كه به تركى الاكلنك و قسمى از سين به لغت اصفهانى است ؛ بايد چند عدد آن را زنده در كوزه كرده و سر كوزه به لتهء كتان بسته و معكوس بر بالاى بخار سركه به آتش شديد بدارند تا ذراريح ، كشته و پرورده گردد و آن گاه سائيده استعمال نمايند .
تدبير سلاحه :
كه آن ، بول بز كوهى است كه در مسكن او جمع شود و بايد او را در ظرف نويى كرده ، از آب خار خسك و بول گاو آن مقدار بريزند كه او را بپوشاند و در آفتاب يا به آتش گرم ، كرده دست ماليده ، صاف او را در ظرفى كنند و بيست و يك روز در آفتاب بگذارند تا مانند عسل غليظ گردد .
اتّخاذ ماء الزجاج :
زجاج شامى و قلى را بالسوية در بوته گداخته ، سرد كنند و آنچه مانند كف بر روى او باشد بردارند .