موضع را به بخار آب گرم بدارند و بمالند تا سرخ گردد ، پس ادويه را ضماد كنند .
چون بعضى ادويهء مجربه در مواد مذكوره در باب ضمادات مسطور گشته در اين باب برخى از آن مرقوم مىگردد .
867 ]
دوايى كه به جهت كلف مجرب است :
انزروت را در زهرهء گاو حل نموده ، بمالند .
به دستور ، تخم خربزه و مغز بادام تلخ ، حبّ المحلب و خاك زيبق با آب سرشته ، استعمال كنند .
و به دستور ، جهت كلف نمش و بهق نافع است تضميد : ترمس ، ده ؛ تخم ترب ، تخم تره تيزك ؛ و قسط تلخ ، بادام تلخ ، بوره ، فلفل و اشق ، از هر يك دو ، كه مجموع را با آب عصفر بسرشند .
و به دستور ، جهت ازالهء كلف و نمش و امثال آن ، آزموده است : بيخ سوسن ، يك ؛ سرگين گنجشك ، دو ؛ قسط تلخ ، دو با آب و سركه طلا كنند و روز ديگر با آب سبوس گندم بشويند .
[ 868 ]
دوايى ديگر :
باقلاى مقشّر ، كرسنه ، ترمس ، تخم ترب ، تخم خربزه ، نخود پوست دار و نشاسته ، از هر يك جزئى ؛ زرنيخ زرد و سرخ ، دو جزء ؛ انزروت ، مصطكى و بوره ، يك جزء و نيم با آب پياز و امثال آن طلا نمايند .
[ 869 ]
دوايى كه جهت دفع خيلان و آثار ، به غايت نافع است :
انزروت ، نبات و مغز بادام تلخ ، با آب صابون بمالند .
و به دستور ، اشق را در سركه حل نموده استعمال نمايند .
[ 870 ]
دوايى كه آثار بادنجانيه را رفع كند و وسم را قلع نمايد :
كندر ، بوره و صبر زرد ، بالسوية با سركه استعمال نمايند .
و به دستور : مرداسنگ سفيدكرده را با پيهء مرغ بمالند . و همچنين ، زرنيخ را به آب كشته ، طلا كنند .
[ 871 ]
دوايى كه جهت جميع آثار و خون مرده و خيلان و نمش ، آزموده است :
مغز بادام تلخ ، [ دو ] ؛ صدف سوخته ، دو ؛ حرف بابلى ، دو ؛ نخود مقشّر ، يك ؛ كرسنه ، [ يك ] ؛ ترمس ، يك ؛ زبد البحر ، استخوان پوسيده ، انزروت ، [ دو ] و نبات ، دو با آب عصفر استعمال نمايند .