تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
[ 862 ]

مهزلى : كه به غايت مؤثر است :

نانخواه ، رازيانه ، سداب و زيره از هر يك جزئى ؛ مرزنجوش ، بوره اشق ، از هر يك ربع جزء لك مغسول ، دو جزء ؛ سفوف كرده و هر روز يك مثقال بنوشند . و عرق زيرهء كرمانى به جاى آب استعمال نمايند در اندك زمانى لاغر مىكند و آزموده است . [ 863 ]

مهزلى ديگر :

كه سريع الاثر است : زراوند مدحرج ، سه درهم قنطوريون رقيق ، دو درهم ؛ جنطيانا ، جعده ، فطراساليون و ملح الافاعى ، از هر يك يك درهم و شربتى سه درهم . [ 864 ]

نسخهء ديگر :

به غايت سريع الاثر است : تخم سدابِ بستانى ، يك درهم ، و شاخه تازهء او را چند روز به ناشتا تناول نمايند . و به دستور ، مدوامت اطريفل و كمونى و فلافلى و امثال آن باعث هزال است . [ 865 ]

دوائى كه مانع بزرگ شدن پستان و خصيهء اطفال گردد :

زيره را سائيده ، با آب خمير كرده ، ضماد نمايند و لتّه‌اى را به سركه تر كرده بر آن بندند تا سه روز بگذارند ، پس برداشته و پياز سوسن آزاد را با سركه و آب ضماد نمايند و بعد از سه روز بگشايند و باز به دستور اوّل عمل نمايند تا در ماهى سه بار معمول گردد . [ 866 ]

دوائى كه خصيه را ذبول فرمايد و مانع روئيدن موى پشت زهار گردد :

و از مجربات است : قيموليا ، سفيداب قلعى ، بالسوية با آب بنجِ تازه سرشته ، ضماد نمايند - و اگر بنج تازه نباشد ، بزر البنج را جوشانيده ، با آب او استعمال نمايند - و هرگاه از عضوى موى را قلع كرده ، بمالند به دستور ، منع روييدن نمايد و آزموده است .

باب هيجدهم : در ادويهء كلف و بهق و برص و وسم و خيلان و نمش و برش و بادشنام و سعفه و امثال آن

چون مواد فاسده كه با خون باشد و طبيعت او را به طرف جلد دفع كند و به تحليل نرود ، از آن مواد فاسده ، آثار در سطح جلد به هم رسد ، پس آنچه رقيق مايل به كمودت باشد ، او را « كلف » نامند و مايل به سياهى را « برش » و غليظ و سياه را « بهق » و رقيق مايل به حمرت را « نمش » و حمرهء منكرهء غليظ كه در رخسار و اطراف بينى به هم رسد ، « بادشنام » گويند و آنچه از مواد به سبب ضربه و سقطه در تحت جلد منجمد گردد « وسم »