[ 862 ]
مهزلى : كه به غايت مؤثر است :
نانخواه ، رازيانه ، سداب و زيره از هر يك جزئى ؛ مرزنجوش ، بوره اشق ، از هر يك ربع جزء لك مغسول ، دو جزء ؛ سفوف كرده و هر روز يك مثقال بنوشند . و عرق زيرهء كرمانى به جاى آب استعمال نمايند در اندك زمانى لاغر مىكند و آزموده است .
[ 863 ]
مهزلى ديگر :
كه سريع الاثر است : زراوند مدحرج ، سه درهم قنطوريون رقيق ، دو درهم ؛ جنطيانا ، جعده ، فطراساليون و ملح الافاعى ، از هر يك يك درهم و شربتى سه درهم .
[ 864 ]
نسخهء ديگر :
به غايت سريع الاثر است : تخم سدابِ بستانى ، يك درهم ، و شاخه تازهء او را چند روز به ناشتا تناول نمايند .
و به دستور ، مدوامت اطريفل و كمونى و فلافلى و امثال آن باعث هزال است .
[ 865 ]
دوائى كه مانع بزرگ شدن پستان و خصيهء اطفال گردد :
زيره را سائيده ، با آب خمير كرده ، ضماد نمايند و لتّهاى را به سركه تر كرده بر آن بندند تا سه روز بگذارند ، پس برداشته و پياز سوسن آزاد را با سركه و آب ضماد نمايند و بعد از سه روز بگشايند و باز به دستور اوّل عمل نمايند تا در ماهى سه بار معمول گردد .
[ 866 ]
دوائى كه خصيه را ذبول فرمايد و مانع روئيدن موى پشت زهار گردد :
و از مجربات است : قيموليا ، سفيداب قلعى ، بالسوية با آب بنجِ تازه سرشته ، ضماد نمايند - و اگر بنج تازه نباشد ، بزر البنج را جوشانيده ، با آب او استعمال نمايند - و هرگاه از عضوى موى را قلع كرده ، بمالند به دستور ، منع روييدن نمايد و آزموده است .
باب هيجدهم : در ادويهء كلف و بهق و برص و وسم و خيلان و نمش و برش و بادشنام و سعفه و امثال آن
چون مواد فاسده كه با خون باشد و طبيعت او را به طرف جلد دفع كند و به تحليل نرود ، از آن مواد فاسده ، آثار در سطح جلد به هم رسد ، پس آنچه رقيق مايل به كمودت باشد ، او را « كلف » نامند و مايل به سياهى را « برش » و غليظ و سياه را « بهق » و رقيق مايل به حمرت را « نمش » و حمرهء منكرهء غليظ كه در رخسار و اطراف بينى به هم رسد ، « بادشنام » گويند و آنچه از مواد به سبب ضربه و سقطه در تحت جلد منجمد گردد « وسم »