بماند ، پس صاف نموده ، چهل مثقال او را با شكر سرخ ، بورهء ارمنى ، آبكامه و روغن كنجد ، 15 ، حقنه نمايند .
[ 768 ]
حقنه لينه كه در امراض حارّه استعمال نمايند :
عناب ، بيست ؛ سپستان ، سى ؛ بنفشه ، جو مقشّر ، خطمى ، سبوس گندم ، خسك و اكليل الملك ، هر يك هفت ، در سيصد مثقال آب بجوشند تا به ثلث رسد و چهل مثقال آب او را با پنج شكر سرخ و روغن بادام ، ده حقنه نمايند و اگر تبريد بيشتر لازم باشد ، لعاب بزرقطونا و روغن تخم كدو و آب لبلاب اضافه نمايند .
[ 769 ]
حقنه جهت برودت رحم و احتباس حيض :
نافع است : اشق ، مقل و سگبينج ، از هر يك سه ؛ جاوشير و جند ، از هر يك يك ؛ تخم كرفس ، نانخواه ، رازيانه ، حلبه ، سيساليوس و بابونه از هر يك دو ؛ سنبل ، يك ، با آب و شير تازه از هر يك چهل بجوشانند تا به نصف رسد و چهل مثقال او با روغن تازهء گاوى و عسل كف گرفته ، ده و روغن كنجد ، بيست ، در قبل حقنه نمايند و تا ممكن باشد امساك كنند كه آب حقنه زود دفع نشود .
[ 770 ]
حقنه : جهت درد مفاصل و عرق النسا و امثال آن نافع است :
حلبه ، بادام تلخ ، مغز دانهء بيد انجير و تختم كتان ، از هر يك هفت ؛ بابونه ، پنج ؛ شبت و حبّ الغار ، از هر يك پانزده ؛ خسك ، بيست ؛ سورنجان ، هفت ؛ خربق سفيد ، يك ؛ قنطوريون ، دو ؛ سگبينج ، اشق ، جاوشير و شحم حنظل ، از هر يك سه ؛ مقل ، تخم شبت و سداب ، از هر يك هفت ؛ تخم كرفس ، پانزده ؛ انجير زرد ، ده عدد ؛ عناب ، بيست و سپستان ، چهل ، و بعد از طبخ ، نيم رطل را با روغن گاو ، هفت و روغن خيرى ، هفت حقنه نمايند .
[ 771 ]
حقنه جهت قرحهء امعاء :
نافع و به غايت قابض است : برنج و عدس مقشّر ، پانزده ؛ آرد جوِ بو داده ، ده ؛ گلنار ، پنج ؛ پوست انار ترش ، پنج ؛ جفت البلوط ، سه ، در دو رطل آب بجوشانند تا مهرا شود و سى مثقال او را با سفيداب ، گل قبرسى ؛ صمغ عربى ، اقاقيا ، دمالاخوين و عصارهء لحية التيس ، هر يك ، يك مثقال و كاغذ سوخته ، يك مثقال و نيم و زردهء تخم پخته ، دو عدد و روغن گل سرخ ، هفت ، حقنه نمايند .
[ 772 ]
حقنه زرنيخ جهت زحير و اسهال و تعفن قرحهء امعا :
مجرب قدما است : نان بكسماتِ سوخته ، سه ؛ زرنيخ سرخ و زرد ، راسخت ، شب يمانى ، مازو و سنگِ آهك آب نديده ، هر يك ده ؛ افيون ، پنج درهم ؛ اقاقيا ، بلوط ، صمغ عربى و دمالاخوين ، از هر يك