خرگوش را با سركه حل نموده و بچكانند .
و به دستور ، گردههاى گاو نر را با قدرى پيه گرده كباب نيم پخت كرده ، آب آن را افشرده ، در گوش بچكانند و از مجربات اكثر اطبا است .
باب چهاردهم : در سعوطات و عطوسات و نشوقات و نفوخات و بخورات و دخنه
[ 737 ]
سعوط :
عبارت از چيزى است كه در بينى كنند .
[ 738 ]
عطوس :
آنچه عطسه آورد .
[ 739 ]
نشوق :
آنچه بر بينى كشند .
[ 740 ]
بخور و دخنه :
هر چه بخارات و دود او را استنشاق نمايند .
[ 741 ]
لخلخه :
آنچه از مايعات خوشبو در ظرفى كرده ، بو كنند .
[ 742 ]
نفوخ :
آنچه در بينى دمند .
[ 743 ]
سعوط جهت تقويت قوت حافظه :
و گويند مداومت او موى سر و ريش را سياه كند : مغز سر كلنگ ، دانگى و زهرهء او ، يك قيراط ، نرم سائيده ، با روغن زيتون سعوط نمايند و ساعتى به پشت بخوابند و سعوط زهرهء خطاف را جهت سياه كردن و رويانيدن موى سفيد مجرب دانستهاند .
[ 744 ]
سعوط جهت قطع رعاف
مجرب است : حضض هندىِ سوخته را با آب بادروج سعوط كنند .
و به دستور ،
سعوط عصير سرگين حمار و نفوخ سرگين محرق او ، بسيار قوى الاثر است و سعوط با آب برف و آب گندنا نيز نافع است .
[ 745 ]
سعوط ديگر كه در قطع رعاف بىعديل است :
جند ، زاج سفيد ، آهك ، دمالاخوين ، مازو و كاغذ سوخته ، بالسوية با روغن زيتون سعوط كنند .
[ 746 ]
نفوخ جهت رعاف :
به غايت مفيد است : مازوى سوختهء در سركه انداخته ، زاج ، قلقطار محرق و كندر بالسوية نرم سائيده نفوخ نمايند .
[ 747 ]
نفوخ ديگر :
گلنار و كندر ، از هر يك ، يك ؛ جفت البلوط ، چهار ؛ زر ورد ، كافور و افيون از هر يك دانگى ؛ مازوى سوخته ، نيم ، با آب برگ بيد يا آب كاهو و امثال آن