مىشود و چون در دهان نگاه دارند ، در عرض يك شبانه روز آب نمىشود و دهان را بسيار معطر مىسازد و بسيار خوش مزه است .
جمعى كثير از اطبا جهت نواب خاقان خلد آشيان صاحب « قران » به جهت اين امر حبّها ترتيب نموده ، هر يك بىعلتى نبوده ، بعضى زود آب مىشد ، بعضى با اندك وقتى نرم مىشد و بعضى بد مزه بود ؛ و اين حبّ ، به غايت مستحسن طبع شده و فى الواقع بىعديل است .
صفت آن : پنير مايهء شتر اعرابى ، دو درهم ؛ عنبر اشهب ، دو درهم ؛ مشك ، يك درهم ؛ خصية الثعلب ، دو درهم ؛ خولنجان ، دو درهم ؛ مصطكى ، يك درهم ؛ قرنفل ، يك درهم ، به قدر مغز فندقى حبّ سازند و روزى يك عدد تناول نمايند و از عقب او شراب يا شير تازه يا آب تر تيزك يا آب نخود خام خيسانيده بنوشند . و از اين حبّ تا نيم مثقال مىتوان خورد و مرطوب المزاج ، زياده ميل مىتواند نمود .
[ 209 ]
حبّى كه مانع مستى است :
يك نخود و زياده از آن را قبل از شراب تناول نمايند .
صفت :
صندل سفيد تخم كاسنى تخم كاهو كل سرخ تخم كرنب كموسه ل كافور ردانكى با كلاب حبّ كنند .
[ 210 ]
حبّ : جهت بواسير
ريحى و دموى و قاطع خون و مجرب است و منقول از كامل الصناعه .
صفت آن : هليلهء سياه ، آمله ، بليله ، از هر يك چهار درهم ؛ تخم مورد ، جفت البلوط ، طراثيث ، گلنار ، از هر يك دو درهم ؛ مصطكى ، جوزبوا ، سنبل الطيب ، قرنفل ، از هر يك يك درهم ؛ تخم گندنا ، سه درهم ؛ مقل و خبث الحديد مدبر برشته از هر كدام دو درهم ؛ هليلجات و تخم گندنا را در روغن زيتون بجوشانند و مقل را به آب برگ سرو حل كنند و ادويه را به آن بسرشند و حبّ بسازند و دو مثقال را با آب گرم بنوشند .
[ 211 ]
حبّ سعال : جهت ضيق النفس
و سرفهء دايمى سخت و تليين سينه و تصفيهء صوت و جهت ربو ، نافع است .
بادام شيرين ، تخم كتانِ بريان كرده ، كتيرا ، حبّ الصنوبر الكبار ، صمغ ، انيسون ، اصل السوس ، ربّ السوس ، فانيد و شكر ، بالسوية با اندكى عسل و آب رازيانه بسرشند و حبّ ساخته ، در زير زبان نگاه دارند .