[ 94 ]
معجون فلاسفه :
كه مادة الحياة نامند و از « اندروماخس قديم » است و جهت امراض بارده ، مثل مفاصل و فالج و ضعف معده و جگر و تقويت دماغ و حفظ فهم و يرقان و قولنج و استسقاء و سنگ گرده و مثانه و تقطير البول و امراض مثانه و مقعد ، نافع است .
در سوم ، گرم و خشك و محرق اخلاط و مضر محرورين و مصلحش شير تازه و سكنجبين و شربتش از دو مثقال تا چهار مثقال و قوتش تا چهار سال باقى است .
صفت :
فلفل ، دارفلفل ، زنجبيل ، دارچينى ، كندر ، هليله زرد ، بليله ، آمله ، حبّ الصنوبر ، شيطرج هندى ، بيخ بابونج ، بالسوية با سه وزن عسل بسرشند و رازى ، پوست نارنج اضافه كرده و شيخ ، خبث الحديد به جهت زرداب و خفقان و بعضى زراوند مدحرج و خصيه الثعلب به جهت نعوظ و تخم انجره به جهت تصفيهء منى و كنجد مقشّر به جهت هزال كليه و بسباسه و جوزبوا و مويز منقّى از هر يك به قدر اجزاء عشرهء اصل اضافه نمايند .
[ 95 ]
معجون :
كه اشتهاى خواهش گل خوردن و چيزهاى بد را قطع كند و معروف به معجون فيقرا .
ايارج فيقرا ، دو درهم ؛ هليلهء كابلى ، سه درهم ؛ بليلج ، دو درهم ؛ آملج ، دو درهم ؛ ملح نفطى ، دو درهم ؛ كوفته ، به عسل بسرشند . شربت از سه درهم تا چهار درهم به طبيخ فودنج .
[ 96 ]
معجونى :
كه در منفعت مثل معجون فيقراى مزبور است و به غايت مجرب و معروف است به مجعون جوز جندم .
هليلج كابلى ، آملج ، بليلج ، جوز جندم ، مصطكى ، قاقلهء كبار ، نانخواه ، زنجبيل ، بالسوية به عسل بسرشند و پيش از طعام و بعد از طعام ميل نمايند به قدر جوزى و به جاى كلّ ، نشاسته را با نمك شور كرده ، بخورند و يا جوز جندم را شور ساخته ، تناول نمايند و غذا را منحصر سازد به كباب مرغ بچه .
[ 97 ]
معجون :
جهت عرق مدنى كه رشته گويند و منقول از خط مرحوم ابوى .
صفت آن : پوست هليلهء كابلى و پوست بليله ، آملهء مقشّر ، تربد سفيد ، زنجبيل و قنبيل ، بالسوية با سه وزن عسل بسرشند . خوراكى ، سه مثقال .
[ 98 ]
اطريفل صغير :
جهت استرخاى معده و بواسير و قوت دماغ ، نافع است .
صفت آن : پوست هليلهء كابلى ، پوست بليله ، پوست هليلهء زرد و هليلهء سياه ، آملهء