صفت آن : انيسون ، پنج ؛ تخم كرفس ، پنج ؛ افسنتين هفت ؛ سليخه ، ده ؛ جندبيدستر و افيون ، دو و عسل دو وزن .
[ 87 ]
معجون :
جهت رياح بواسير و صداع بارد و ظلمت بصر و تقويت باه .
صفت آن : سنبل الطيب ، قرنفل ، دارچينى ، حبّ بلسان ، فلفل سفيد ، دارفلفل ، اسارون ، سليخه ، قصب الذريره ، سعد ، تخم مورد ، زنجبيل ، قرفه ، قاقله ، بالسوية و عسل ، دو وزن ادويه ، الشربة الى مثقالين .
[ 88 ]
معجون بيد الورد :
معنى او آن است كه مثل همهء اجزاء او ورد است . نافع است جهت انواع صداع بارد هر قسم كه باشد و منع صعود ابخره مىكند و جهت دوى و طنين و ضعف معده و جگر و انواع استسقاء و تحليل ساير اورام و دبيلات و صلابات ، نافع و ظاهراً حارّ باشد و در درجهء اولى و قدر شربت از دو مثقال تا چهار مثقال .
سنبل الطيب ، مصطكى ، زعفران ، طباشير ، دارچينى ، اذخر ، اسارون ، قسط شيرين ، عصارهء غافث ، بزر كشوث ، فو ، لك مغسول ، بزر هندبا ، بزر كرفس ، زراوند طويل ، حبّ بلسان ، [ كبابه بدل آن كنند ] قرنفل ، دانهء هيل ، عود از هر يك ، يك جزء و ورد منزوع الاقماع ، مثل المجموع با سه وزن ادويه عسل بسرشند .
[ 89 ]
دواء المشك شيرين :
كه دواء المشك حارّ نامند . جهت خفقان و مرهء سودا و ضعف دل و معده و بادهايى كه زنان آبستن را به هم رسيده باشد و رنگ رخسار را نيكو گرداند .
صفت آن : زرنباد ، درونج ، از هر يك ، يك درهم [ چهار درهم ] ؛ لؤلؤ ، كهربا ، بسد ، ابريشم مقرض غير محرق ، يك درهم و نيم [ شش درهم ] ، بهمن ابيض و احمر ، ساذج هندى ، سنبل الطيب ، قاقلهء كبار و قرنفل ، [ دو درهم و نيم ] ؛ جندبيدستر و اشنه ، [ شش درهم ] از هر يك چهار دانگ [ دو درهم و نيم ] زنجبيل ، دارفلفل از هر يك دو دانگ [ يك درهم و نيم ] مشك ، يك دانگ و نيم [ يك درهم و نيم ] با سى مثقال عسل صاف آتش نديده بسرشند . [ شربتش يك مثقال ] .
[ 90 ]
دواء المشك تلخ :
از قرابادين حنين جهت خفقان و ورم گلو و رطوبت معده ، نافع است .
صفت آن : سنبل ، قرنفل ، مشك ، مر صاف و ساذج هندى ، از هر يك دو درهم ؛ زعفران ، نانخواه و تخم كرفس ، از هر يك چهار درهم ؛ صبر سقوطرى و افسنتين ، از هر يك ،