تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 717

مساهمون:

ص٧١٧
كرده ، هر دو را در خانه دفن كنند باعث حدوث فتنه در آن منزل شود . محمد بن زكريا فرموده‌اند كه چون قضيب سگ را خشك كرده بر ران ببندند به غايت معين جماع است . كلب برّى ، در سوم ، گرم و خشك و در خواص ، مانند اهلى است . [ 4570 ]

كلب الماء :

قسم بحرى او به قدر سگ اهلى و بزرگ‌تر از آن و دست و پاى او بسيار كوتاه و بىدنباله و كثير الوجود است و پوست او را ظرف نفط مىكنند و يك مثقال از زهرهء او سم قتّال است و علاج پذير نيست . « جالينوس » فرموده‌اند كه اكتحال او رافع بياض است . و « بولس » گويد كه شش تازهء او جهت نقرس بسيار مفيد است . [ 4571 ]

كلب نهرى :

به قدر گربه و بزرگ‌تر از آن و شبيه به دلق و دست و پاى او دراز و دنبالهء او مانند دنبالهء گربه است و در رودخانه‌ها مىباشد ؛ خصوصاً در رود مسكا و اروس ، كثير الوجود است و در تنكابن او را شنگ نامند و جند از او حاصل مىشود و حقير مشاهده نموده كه در ايروان ، صيادى جند را از آن قطع كرده بود و بعد از جوشانيدن در آبِ خاكستر و به دودِ كاه خشك كردن رنگ و بوى از آن ظاهر شد و نوعى از استحاله در آن معلوم گرديد . در خواص و افعال ، كلب نهرى قريب به كلب اهلى است . [ 4572 ]

كلب الماء البلغارى :

كلب نهرى است . [ 4573 ]

كلب الكلب :

سگ ديوانه است . [ 4574 ]

كلس :

به كسر اوّل ، اسم جنس اجسام سوخته است كه به حد سفيد رسد و اجزاء او به سبب احتراق از هم ريز ؛ مثل آهك و پوست تخم مرغ و صدف و حلزون و امثال آن . مراد اطبّا از مطلق او آهك دانسته‌اند كه او را جرجير و نوره نامند و « جالينوس » اسم كلس را مخصوص پوست تخم مرغ سوخته و آهك دانسته است ، نه غير آن و مراد اهل صناعت ، اعمّ از آن است و بهترين كلس البيض آن است كه پوست تخم مرغ را مكرر شسته پرده‌هاى آن را گرفته ، در كوزه‌اى گل اندود كرده ، چند شبانه روز در كورهء كوزه گرى بگذارند تا سفيد شود و بهترين معدنى آن است كه سنگ رخام و سنگريزه‌هاى صلب را به عمل آورند . آب نديدهء آن ، در آخرِ اوّل ، گرم و در آخرِ دوّم ، خشك و تا بيست روز قوى القوة