مزاج او را مختلف ذكر كردهاند و آنچه به تجربه و قياس ظاهر مىگردد ، در گرمى ، معتدل و خشكى آن غالب است و قشر او ، گرم و خشكتر از آن و مجفِّف رطوبات و مدرّ بول و با قوت قابضه . مؤلف « تذكره » او را مفتّح دانسته و جهت سرفهء بلغمى و نزلات و تسكين غليان خون و رفع اعيا و آبله و حصبه و شراب دموى و تقويت معده و منع صعود بخارات به دماغ ، نافع .
اكثار او ، مورث بيخوابى و مضعف باه مبرودين و مضرّ مزاج سوداوى و مصلحش روغن بادام و پسته و شيرينيها است و چون به طريق نخود باريك گرم برشته كنند كه سياه نشود جهت قطع اسهال ، به غايت مؤثر است .
[ 4301 ]
قيصوم :
نوعى از برنجاسف است و در برگ و قبه ، مانند آن ؛ سواى آن كه از ساق برنجاسف ، شاخهها مىرويد و او را ساق ، بىشاخ و اكثر از يك ريشه ، يك ساق بر مىآيد و در انتهاى ساق ، قبهء او چترى و طول ساق از شبرى زياده و كمتر از آن ، نيز مىباشد و بر آن ، برگهاى ريزه مثل ساق زنبق و ساق اماريطن و از اماريطن قوىتر و برگ اصل او مفروش بر روى زمين و گلش با عطريت و ثقل رايحه ، شبيه به رايحهء برنجاسف و طعمش تلخ و زرد رنگ است و به جهت اين اشتباهات ، جمعى قيصوم را برنجاسف دانستهاند .
در سوم ، گرم و خشك و محلّل تر از افسنتين و رافع تب لرز و درد سينه و ضيق النفس و ضرر ادويهء قتّاله و رياح و مفاصل و عرق النسا و قاتل اقسام كرم معده و امعاء و بخور و افتراش او ، گريزانندهء هوامّ و ضماد او محلّل اورام و رافع ضرر گزيدن عقرب و رتيلا و حمول او مخرج جنين و نطول او جهت صداع بارد و سوخته او جهت قطع نزف الدم و داء الثعلب و با روغن بيد انجير و روغن ترب جهت سرعت برآمدن ريش ، مؤثر .
مضرّ ريه و مصلحش كتيرا و خشخاش و به غايت مضرّ معده و مصلح آن عسل و شيح .
قدر شربتش دو درهم و بدلش افسنتين و با بونج است .
روغن او كه از برگ و گل او گيرند محلّل صلابات و مدرّ حيض و مسخّن رحم و باعث انضمام فم آن و رافع لرز و امراض باردهء عصبانى است .
[ 4302 ]
قيقهر :
صمغى است شبيه به سندروس و بد بوى و بد طعم و به هندى رال و به فارسى لعل معيرى و به عربى شجره نامند و تميمى گويد اسم عبرانى سندروس است .
در سوم ، گرم و خشك و مدرّ حيض و مخرج جنين و منقّى دماغ و با ماء العسل جهت