حرف القاف
[ 4013 ]
قاقله :
به فارسى هيل نامند . كبار و صغار مىباشد و كبار او در غلاف به قدر جوزبوا و مثلث و سياه است و دانهء او مايل به تدوير و صغار او را غلاف سفيد و دانههاى ريزه تر و هر دو با عطريت و تندى و تلخىاند و نباتش به قدر دو ذرع و برگش عريض و با خشونت و تند بوى و ثمرش در سر شاخهها ، متفرق مىباشد و از هند خيزد و كبار را ذكر و صغار را انثى گويند قوت آن تا ده سال باقى است و كبار او خوشبوى تر و در تفريح و ساير افعال ، قوىتر است .
در دوّم ، گرم و خشك و مسخّن و محلّل و هاضم و مفرّح و مقوّى دل و معده و مفتّح سدد و با قوت قابضه و ملطّف و جالى و خوشبو كنندهء عرق و رايحهء دهان وجهت رياح معده و احشاء و غثيان و قىء و درد جگر و سدهء آن ، خصوصاً با غلاف آن و جهت صرع و سنگ گرده و اغما ، نافع و نفوخ او عطسه آرنده وجهت صداع و صرع و جنون ، مفيد .
گويند مضرّ ريه است و مصلحش شكر و قدر شربتش تا دو درهم و بدلش يك وزن و نيم آن قاقله صغار است يا به وزنش كبابه .
قسم صغار او ، در آخرِ اوّل ، گرم و در دوّم ، خشك و در تقويت هاضمه ، قوىتر از كبار و مسكّن قى و مجفِّف رطوبت سينه و در ساير افعال ، مانند كبار و قوت قابضه او كمتر از آن .
مضرّ امعاء و مصلحش كتيرا و قدر شربتش تا دو درهم و بدلش نصف آن كبابه است و نصف حبّ بلسان است .
[ 4014 ]
قاطانيقى :
به لغت يونانى به معنى كف العقاب است . برگ نبات او مانند مورد و زيتون و ثمرش سوراخ دار و شبيه به سيب كوچكى و تخمش مانند نخود و بعضى مثل