مضرّ محرورين و مصلحش آب انار و امثال آن و استخوان سائيدهء او مقوّى معده و جهت اسهال ، نافع و نسائيدهء او ، به غايت مضرّ احشاست و چون موى مقعد گنجشك را پاك كرده ، در ثقبه گوش بدارند ، در حال درد آن را ساكن كند و مجرب است و چون مجموع او را از موى ، پاك نموده ، سواى سر و زنده در آشيانه زنبور عسل بياويزند تا از نيش مگس ، عسل كشته شود و آنگاه در روغن بجوشانند ، تدهين روغن مزبور جهت استرخاى قضيب و نعوظ ، مجرب است .
[ 3639 ]
عصير الرطب :
سيلان است .
[ 3640 ]
عصارهء سوس :
رب سوس است .
[ 3641 ]
عصاره :
آب افشردهء نباتات است ؛ اعم از آن كه خشك كنند يا نكنند و هر يك در ضمن اصل آن مذكور است .
[ 3642 ]
عصيب و عصاب :
شيطرج است .
[ 3643 ]
عصفر :
احريض است .
[ 3644 ]
عصفر برّى :
باد آورد است .
[ 3645 ]
عصيفره :
تميمى گويد به لغت مصر ، اشترغاز است .
[ 3646 ]
عصبه :
ريحان سليمان است و گويند قسوس است .
[ 3647 ]
عصب :
نوارس است .
[ 3648 ]
عصارهء خشخاش اسود :
افيون است .
[ 3649 ]
عصارة القرظ :
اقاقيا است .
[ 3650 ]
عصارهء ماميثا :
شياف ماميثا است .
[ 3651 ]
عصفور الشوك :
نغر است .
[ 3652 ]
عصفور السياح :
صفراغون است .
[ 3653 ]
عصفره :
خيرى زرد است .
[ 3654 ]
عصفور الحبشه :
خطاف است .
[ 3655 ]
عصى هرمس :
حلبوب است .
[ 3656 ]
عصلان :
خصى [ خنثى ] است و گويند اسقيل است .
[ 3657 ]
عضاه :
به ضاد معجمه ، اسم جنس اشجار كوچك خاردار است .