تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 595

مساهمون:

ص٥٩٥
مضرّ محرورين و مصلحش آب انار و امثال آن و استخوان سائيدهء او مقوّى معده و جهت اسهال ، نافع و نسائيدهء او ، به غايت مضرّ احشاست و چون موى مقعد گنجشك را پاك كرده ، در ثقبه گوش بدارند ، در حال درد آن را ساكن كند و مجرب است و چون مجموع او را از موى ، پاك نموده ، سواى سر و زنده در آشيانه زنبور عسل بياويزند تا از نيش مگس ، عسل كشته شود و آنگاه در روغن بجوشانند ، تدهين روغن مزبور جهت استرخاى قضيب و نعوظ ، مجرب است . [ 3639 ]

عصير الرطب :

سيلان است . [ 3640 ]

عصارهء سوس :

رب سوس است . [ 3641 ]

عصاره :

آب افشردهء نباتات است ؛ اعم از آن كه خشك كنند يا نكنند و هر يك در ضمن اصل آن مذكور است . [ 3642 ]

عصيب و عصاب :

شيطرج است . [ 3643 ]

عصفر :

احريض است . [ 3644 ]

عصفر برّى :

باد آورد است . [ 3645 ]

عصيفره :

تميمى گويد به لغت مصر ، اشترغاز است . [ 3646 ]

عصبه :

ريحان سليمان است و گويند قسوس است . [ 3647 ]

عصب :

نوارس است . [ 3648 ]

عصارهء خشخاش اسود :

افيون است . [ 3649 ]

عصارة القرظ :

اقاقيا است . [ 3650 ]

عصارهء ماميثا :

شياف ماميثا است . [ 3651 ]

عصفور الشوك :

نغر است . [ 3652 ]

عصفور السياح :

صفراغون است . [ 3653 ]

عصفره :

خيرى زرد است . [ 3654 ]

عصفور الحبشه :

خطاف است . [ 3655 ]

عصى هرمس :

حلبوب است . [ 3656 ]

عصلان :

خصى [ خنثى ] است و گويند اسقيل است . [ 3657 ]

عضاه :

به ضاد معجمه ، اسم جنس اشجار كوچك خاردار است .