[ 3552 ]
ظمخ :
ثمر حور است .
[ 3553 ]
ظهون :
سنور وحشى است و به فارسى گربهء دشتى نامند و در حرف سين گذشت .
[ 3554 ]
ظيان :
ياسمين برّى است و ياس سفيد ، عبارت از اوست و به لغت اندلس و مغرب ، عشبة النار نامند و قسم مغربى او ، مشهور به عشبه است و ان شاء اللّه تعالى مذكور خواهد شد . آن ، نباتى است شبيه به لبلاب و درهم پيچيده و گلش بسيار خوشبو و بر شاخههاى او خارى شبيه به خار گل سرخ . از ياسمين بستانى كه گل چنبلى نامند ، بسيار كوچكتر و بيخش سياه و باريك و پر شعبه و قوت بيخ او تا بيست سال باقى است .
در چهارم ، گرم و خشك و ساير اجزاء او ، در سوم ، گرم و خشك و محلّل و ملطّف و بوييدن گل او جهت صداع و شقيقه و روغن او جهت علل بارده و ربو و سعال مزمن و فالج و لقوه ، نافع و طبيخ شاخ و بيخ او كه نيم اوقيه را در يك رطل آب بجوشانند تا به نصف رسد و با شكر و امثال آن بنوشند جهت ضيق النفس و سرفهء كهنه و فالج و استرخاى مزمن ، بىعديل است و ظاهراً روش خاصى كه بالفعل متداول است ، از اينجا استنباط كرده باشند و حمول آن مدرّ حيض و مسقط جنين و طبخ برگ و شاخ او به قدر سه درهم با مثل آن بسفايج و مقل ازرق ، مسهل قوى سودا و بى كرب است و مضمضهء طبيخ او با سركه جهت درد دندان ، نافع و يك مثقال از بيخ او ، كشنده به قىء و كرب و مغص و در قوت ، مثل خربق سياه و مسهل بلغم و سودا و با آب خبازى ، مقىّء قوى .
قدر شربتش تا نيم درهم و مصلحش روغن بادام و طلاى او محرق و مقرح جلد .
بهترين ادويهء برص و جهت عرق النسا و مفاصل و فالج و امثال آن ، مفيد و روغنى كه در آن بيخ مذكور را جوشانيده باشند جهت فالج و مانند آن ، به غايت نافع است .