تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
قسم برّى را كه مراد از مطلق حرشف ، اوست ، برگ سياه‌تر و كوچك‌تر و ساقش پر برگ و خارش تند تر و در سرش چيزى به قدر انار و خاردار و بيخش سياه و غليظ . در آخرِ دوّم ، گرم و در اولِ آن ، خشك و در جميع خواص ، قوىتر از بستانى و مصلح مواد متعفنه و مخرج مواد غليظه سينه است و مضرّ محرورين و مصلحش سركه و ترشيها است و طلاء اجزاى لطيفهء گل او با سركه جهت جرب و نطول طبيخ جميع اجزاى آن جهت حزاز و رفع قمل ، نافع است و قسمى از برّى كه بىساق و كوچك و پر خار است ، خويع نامند محلّل و مقىّء است . صمغ حرشف را به فارسى كنگر زرد نامند و آن ، شاءاللّه تعالى ، مذكور خواهد شد . [ 1776 ]

حردون :

حيوانى است شبيه به وزغه و ورل برّى و از آن بسيار كوچكتر ؛ مثل مار كوچكى دست و پا دار و سرش باريك و طولانى و در عرض روزى ، متلون به الوان مختلفه مىگردد . در طبرستان ، ما چه كور و در اصفهان ، مال مالى نامند و از جملهء سموم است و در خانه‌ها و كوهها يافت مىشود . در سوم ، گرم و خشك و تعليق دل او كه در لته‌اى سياه بسته باشند جهت تب ربع و طلاى جلد محرق او با عسل ، بىحس كنندهء اعضاء است به حدى كه از قطع و ضرب متألم نگردد و اكتحال خون او جهت تقويت باصره و سرگين او جهت بياض و حكّه چشم و ضماد او جهت تنقيه بشره و رفع جميع آثار ، مفيد است و سرگين او سفيد و سبك و در بوى ، شبيه به شراب مىباشد و « امين الدوله » فرموده كه ضماد پيه و گوشت او ، موى را مىبرد و تعليق حردون بر بازوى راست ، مهيّج باه و شهوت جماع است و به دستور ، تعليق مهرهء پشت او كه قريب به گردهء او باشد بر كمر شخص ، باعث شدت قوت جماع است و از « محمد بن احمد » نقل نموده كه خوردن يك قيراط از چشم راست او كه خشك كرده باشند با آب سداب ، البتّه قاطع منى است و يك قيراط از چشم چپ او با آب نخود سياه مطبوخ و دو استار روغن گاو ، به غايت محرِّك باه و مسخّن گرده است . چون حردونى را به اسم صاحب عرق النسا صيد كرده ، رگ باطن ران او را جسته ، موضع را شكافته ، آن رگ را به اسم صاحب عرق النسا قطع كند و بعد از آن با دست ، ريزه نمايد ؛ بدون آلتى ، بالخاصية رفع آن علت مىشود و گويد مجرب است و مكرر به صحت رسيده و خوردن گوشت و مرق او مورث جذام است .