تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١

[ كتاب تحفة المؤمنين ]

مقدمهء مؤلف

بسم اللّه الرحمن الرحيم و بِهِ تَوَسُّلِى وَ عَلَيْهِ تَوَكُّلِى . سُبْحانَكَ اللّهُمَّ يا قُدُّوس وَ يا طَبِيب النُّفوس أتمِمْ لَنا أنْوارَ مَعرِفتِك و أذِقْنا حَلاوَةَ مَغْفِرَتِك . شُكرِ شيرينىِ شربت حيات ، حكيمى را جلّ شانه كه به بىنصيبانِ ذاتى عرصهء امكان ، مائدهء وجوبش رسيده و ظلمتيان نهان خانه نيستى را از روايح وجود ، جان در تن هستى دميده ، مجردان بىتعلق در سرادقات خدمتش قائم به ذات و لباس پوشانِ عوارض ، در بارگاه حضرتش متلوّن به شئون صفات ، بزم سازانِ پيشگاه طاق علوى از كيفيّت لطف نهانى در خروش و بىسر و پايان محفل سفلى از كمّيّت مائده ظهور ، در جوش . از حكمت محكمش آباء علوى را با امهات سفلى نهايت ارتباط و روح مقدّس را با جسم مدنس غايت اختلاط . از دارالشفاى جودش ، خاك كالبد معلول انسان ، گلزار بهار ايجاد و اجزاء هر گل و خار و تراكيب هر برگ و بار از او صحت نژاد . باغ سايه پرور را از سحاب فيضش ثمرهاى اميد به بار و دشت خاك نشين را از بهار لطفش گلهاى رنگارنگ در جيب و كنار . مدبران كشور ناسوت در دهقانى روز گار از قدرتش صاحب اقتدار خطهء خاك و نائب مناب امر كل كه خاتم انبيا و سرور رسل است از قرب سرمديش صاحب لواى افتخار لولاك و امير الامراى بارگاه كبريا كه صاحب سرير « لو كشف الغطاء » است از ارتباط ازليش مسند نشين دستگاه وصايت و واليان ولايات ارض و سماء كه ائمه هدايند ، از عزّ ابديش امين امانت ولايت .