اگر قوت قوى باشد بكم كردن امتلا و بتدريج گشادن سده مشغول شويم و اندر تقليل امتلا و تفتيح سده دواهاى خشك به كار داريم محمد ذكريا گويد بسيار باشد كه اندر تبهاى حاده آب سرد مفرط دهند و تب اندر حال ساكن باشد ليكن بعد از ان تپى آهسته بازآيد و باشد تا چهل روز و بيشتر و بدارد تا رعاف و يا عرق پديد نيايد زائل نشود و سبب آن باشد كه بحران را پس افگنده و ماده را غليظ و فسرده سازد و يا بلغمى فسرده شود و عفونتى در آن آويزد و حق آنست كه چون از حرارت بيم مضرت كلى باشد تسكين آن واجب بود كه از درازى بيمارى خطرى از ان كمتر افتد كه از گرمى و حدت و آنجا كه در احشا آماسى بود استفراغ نتوان كرد و اگر از آب سرد دادن گريز نباشد با شكنجبين كم ترشى و يا جلاب سرد بايد داد تا ماده بسيار و آماس و صلب نشود و در جلاب تخمهاى خنك و نرم بايد كرد و آب بيشتر تا بصفرا مستحيل نشود و خنكى بيشتر دهد و آنجا كه فصد كامل كرده شود و هنوز حرارت لختى باقى باشد غذاها و شربتهاى ترش و خنك كرده بايد داد و گوشت و هرچه خونفزاى باشد دور بايد داشت مگر وقتىكه قوت ضعيف بود كه آنجا به گوشت جوجهء مرغ يا خروس رخصت شد و طبيعت را نرم بايد داشت به مثل معصور انارين يا شير خشت تنها يا با تمر هندى و اندك شكر و امثال اينها و از هرچه خون را برجوشاند از شيرينيها بتخصيص ترنجبين در جمله حميات دموى حذر بايد كرد و اطفال و كودكان خرد را شيافهاى خنك كافى بود و هرگاه بعد فصد آثار حركت و غلبهء صفرا ظاهر گردد استفراغ صفرا نبقوعات مقوى با خود بمعصور انارين يا هليلهء زرد بايد كرد و اگر به جهت تبريد و تقويت به فواكه احتياج افتد الوى رسيده و امرود و سيب شيرين و انار املسى و ميخوش و فرا صياد بهى و مغز بادرنگ اندكى جائز بود و السلام و
اما مطبقه
بيشتر تعفن چون از بسيار خوردن ميوههاى تر باشد كه آن را رقيق و ابناك سازد و بدان سبب عفونت پذيرد و گرم شود و برجوشد همچو شيرهء انگور و يا رطوبات خام با خون جمع كند و حرارت غريزى نتواند گواريد و حرارت غريب اندر ان اثر كند و خون را تباه گرداند چنانچه در اسباب مطلق تعفن اشارت بدين معانى سبقت يافت و بسيار باشد كه اندر مطبقه خونى كه در عروق حوالى دل و جگرست عفونت بيشتر پذيرد و از ان صفراى عفن پديد آيد و بمحرقه منتقل شود و باشد كه از غلبهء حرارت دم صفراوى بدماغ پر شود و بسرسام گرم منتقل گردد و باشد كه حرارت خون را سخت برجوشد و طبيعت آن را بر جانب پوست مائل سازد و بحصبه و يا آبله منتقل گردد و باشد كه از جهت كثرت مبالغه در علاج بمبردات جهت تطفيه حرارت بليسرغس منتقل شود و جالينوس مطبقه را منكرست