گرانى در تن و سر و صداعى پيدا شده بعد ظهر تپ آمد بغايت گرم در وقت عصر جمله را فصد كرديم و چون تا حد غشى گرفتيم خفتى پيدا گرديد بعد از ان بوقت خفتن هر يكى را حب الشفاى بزرگ خورانيديم چنانچه تپ گرفت ايشان را و هذيان گفتن آغاز كردند جمعى را بر ايشان موكل ساختم كه نگذارند كه ايشان بسيار حركت كنند و خود را از جاى بيفگنند و قصورى شود و بهر حيله كه بود تسكين ايشان كرديم تا خواب كردند على الصباح جمله به هوش آمدند صحت يافته الحال نقل هوا كرديم و ايشان پياده به چهار فرسخ آمدند و هيچ تشويشى ديگر نشد و در تپهاى امتلائى عفونى اين طريق علاج بسيار به كار داشتيم و انفع ازين نيافتيم بتخصيص جهت مردم غير متنعم و غير طفل
و امّا غب لازمه
اشتداد آن بنوائب غب بسبب آنست كه چون ماده آن در عروق محفوظست در نوائب غب از جنس خود ديگر مدد مىيابد و اندكى كه تحليل يافته بود عوض مىگيرد و حرارت و اضطراب بيشتر ظاهر مىشود و اكثر انقضاى آن در هفت روز بود علامت اين تپ متوسط بود ميان علامت مطبقه و محرقه و جالينوس مطبقه را از جهت كثرت مناسبت و مشابهت بغب لازمه از جمله آن عد كرده است و فرق ميان اين حمى و مطبقه آنست كه درين تپ هيچ گرانى تن نباشد جهت خفت ماده و صداع و تلخى دهن و كرب و سهر و تلواسه و قلت اشتها اينجا بيشتر بود جهت صفرا و غلبه حركت بخار آن و بول اكثر رقيق تارى بود و يمكن كه اندك عرفى گاهى پديد آيد از جهت رقت ماده و تپ همچنان باقى باشد و علامات امتلا بسيار پديد نباشد و در روزهاى طاق اشتدادى ظاهر شود و بيهوشى گاهى طارى گردد و فرق ميان اين تپ و محرقه در بيان علامات محرقه مبين گردد علاج آنست كه نخست تدبير تسكين حرارت و تعديل و تسكين صفرا كنند به مثل شكنجبين در آب هندوانه و لعاب اسپغول و حليب تخم خيارين با شراب ليمو امّا با شراب آلو اگر ضعفى در معده نباشد و همچنين بكشكاب و آب سرد و آش انار و آش زرشك و آش تمر و تلين طبيعت كنند هر روز دو سه مجلس به شراب بنفشه در آب آلو يا تمر يا باندكى شير خشت درين آبها يا در شكنجبين قندى يا در معصور انارين و اگر بدينها مقصود حاصل نشود بشيافهاى نرم و خنك مدد كنند مثل شكر و بنفشه و اشباه آن و آلوى رسيده غالب بيخ خنك كرده خوردن هم عظيم مفيد آيد و بعد ظهور آثار نضج كه در مطبقه گفته شده بيند اگر خون غلبكى دارد فى الحال قصد كنند و خون به مقدارى برآرند و فصد ناقص نيز نكنند و بعد فصد مراعات قوت و تسكين صفرا كنند بشربت و غذاى لايق و چون قوت بازآيد بعد شبانروزى تقريبا اسهال صفرا كنند تا بيست مجلسى بدانچه مناسب بود از مليناتى كه اينجا و در مطبقه مذكور شد و اگر بعد نضج در خون غلبه نباشد و سجنه و فصل