جاها اين تجربه كرديم و نيك آمد سونوخس اين جوشيدن خون بود اندر حوالى دل و جگر و جمع شدن بخارات گرم از ان اندر قضاى سينه نبض عظيم و قوى ممتلى باشد بسرعت و تواتر گرايد و اختلافش كمتر از ان بود كه در غب معده محرقه و بول از گلگونى بسرخى گرايد و بىآثار نضج نباشد و از آثار عفونت خالى نباشد و مخفى نماند كه هر انتقال را بظهور علامات مستقل اليه نتوان شناخت و بعدم ظهور بحرانى كه داب اكثر و واضحست و از بيانى كه در سائر حميات خواهد شد مزيد توضيحى حاصل گردد ان شاء اللّه تعالى علاج آن مبادرتست بفصد كامل از اكحل يا باسليق و به هيچ حال فصد را از روز اول و دوم و سوم بازپس نشايد افگند و خون چندان بر بايد داشت كه به حد غشى رسد و انجا كه قوت و فصل و سال مساعد بود چنان خون بيرون بايد كرد كه به حد غشى افتد زيرا كه ماده بفصد مرتفع شود و بغشى بسبب آنكه غشى مزاج قوى را خنك مىسازد و چون دم غير عفن خلط پخته است مهلت جهت نضج احتياج نباشد و گاه باشد كه بعد از غشى قى افتد و يا اسهال صفرا يا عرق كند و صحت يابد و انجا كه از فصد كامل بدفعه مالغى باشد استفراغ دم به دو دفع و سه دفع و در دو روز و سه روز بايد كرد و انجا كه فصد جائز نباشد بحجامت و شرط اذن و امثال آن بايد شتافت و اگر مانع فصد تخمه باشد مهلت تا رفع آن بايد داد و همچنين حجامت و شرط اذن را نيز موقوف بايد داشت و درين حين تلئين برفق بسى موافق بود و امساك و تقليل غذا و بعد رفع مانع سرعت و تقليل دم واجب بايد شناخت بسبب آنكه چون اين مرض از امتلاى دمست و خون خلطى عام و غالبست از تاخير استفراغ آن هم باشد كه مجارى روح بسته شود و بيمار بفجأت بميرد و يا به مرض مهلك دگر منتقل شود چنان كه قبل ازين گفته شد و بعضى گفتهاند كه اگر مرض هفت يا ده نيز گذشته باشد و قوت بر جاى باشد استفراغ دم بايد كرد و حق آنست كه همه استفراغات نظر با قوت مزاجست آنجا كه قوت باشد هر وقت كه استفراغ واجب شود بايد كرد الا در روز بحران و اگر ضعيف باشد در اول نيز نشايد هيچ استفراغ كردن و بتعديل مزاج و تقويت تدارك بايد نمود كه بسيار كس را ديدهاند كه در ضعف قوت و اوقات بحران و كهنگى مرض فصد كردهاند و هلاك شدهاند جالينوس گويد كه از فصد و حجامت مانعى باشد اگر در احشا آفتى نباشد و تخمه نباشد علاج آن به آب سرد كنيم و آنچنان بود كه چندان آب سرد كرده خورانند كه مريض بلرزد و رنگ او بسبزى مائل گردد و حرارت زائل شود و اگر در احشا آفتى باشد و ليكن مضرت تپ بيشتر از ان باشد يا بيم بود كه بزبونى منتقل شود هم علاج به آب سرد كنيم و بعد از ان
خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 88
مساهمون: بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
ص٨٨