كه هرچند مىخواست برخيزد ( و بنشيند ) « 3 » نمىتوانست و به هيچ چيز ميل نداشت « 4 » و نفس منقطع مىشد زمانى دراز از كمال ضعف ، ( و ) « 5 » عروق بدن او « 6 » چنان خالى شد كه خلاى « 7 » آن مشاهد مردم مىشد . آخر الامر گاهى لاى و « 8 » گاهى خمر مىخورد تا به مرتبه [ اى ] قوّت گرفت در عرض دو ماه كه در دو سال كسى را آن تقويت از هيچ چيز حاصل نمىشد .
اگر آن كس « 9 » در ترك ، تدريج « 10 » ملاحظه مىكرد چنان ضعيف نمىشد كه به چنان نامقبول « 11 » نامشروع محتاج شود .
امّا تعويض به قنب
با « 12 » آنكه اصلا مفيد نيست و مددى نمىرساند بلكه مضرّتها مىرساند از جمله ، اشتهاى دروغ كه لازم آن است پيدا مىشود و هضم نمىباشد ( و ) « 13 » بدن از ثقل طعام متأذّى مىشود و از او قوّت نمىگيرد « 14 » و فايدهء كليّهء او تنويم است و آن در ايّام ترك اصلا « 15 » به ظهور نمىرسد . القصّه عدم انتفاع آن ( محتاج ) « 16 » به بيان نيست .
امّا تعويض به « 17 » جندبيدستر
شنيدم « 1 » كه در تقليل مقدار ، مزج به تقليل مقدار « 2 » جندبيدستر نفع دارد و دور از قياس نيست ؛ جهت آنكه اگر چه مناسبتى در طبع و نفع
هامش
( 1 ) . ل و آ : كرده
( 2 ) . ل و آ : بعد از آن ترك ، ضعف چنان بر او مستولى شد
( 3 ) . ل و آ
( 4 ) . ل و آ : نمىداشت
( 5 ) . ل و آ
( 6 ) . ل : - او
( 7 ) . ل و آ : جلاى
( 8 ) . ل و آ : - گاهى لاى و
( 9 ) . ل و آ : شخص
( 10 ) . ل و آ : تدريجى
( 11 ) . ل و آ : و به آن چنان نامعتدل و
( 12 ) . ل و آ : يا
( 13 ) . ل و آ
( 14 ) . ل و آ : نمىيابد
( 15 ) . ل و آ : اصلاح
( 16 ) . ل و آ
( 17 ) . الف : - به