صافى سازند و بياشامند و اكثر ( در ) « 1 » ماوراء النّهر و هندوان اطراف چنين « 2 » معمول دارند و در اين نيز « 3 » نفخ و ضعف هضم و غثيان « 4 » و حالات منكر بسيار است مگر كسى بسيار خورده باشد مدّتا و از آن مضرّت كم يابد « 5 » ديگر « 6 » آنكه بجوشانند ، چه « 7 » طبخ اگرچه اصلاح بسيارى « 8 » از مفاسد او مىكند امّا با وجود اين « 9 » در اطفاى حرارت غريزى و غريبى هر دو يد طولى « 10 » دارد و اين حقير بعضى ادويهء مصلحه به حسب هر غرض با او مىجوشاند ، « 11 » اگرچه بىمضرّت مىشود امّا آنقدر نمىتوان خورد كه كيفيّت آن قائم مقام بسيارى از افيون « 12 » باشد ، پس اگر از افيون پارهاى كم كنند و از اين آب فراخور آن بخورند و به تدريج از آن كم و از اين زياد « 13 » كنند تا يكبارگى آن را هم ترك كنند اين طريقه بسيار سهل مىباشد « 14 » . بعضى را ديدم كه از اين ترك كردند مضرّتى نيافتند و ما در آخر رساله ذكر اين به تفصيل خواهيم كرد « 15 » .
و امّا تعويض به مركّبات
مثل برش و فلونيا و معاجين افيونيّه و حبّهاى افيونى حكم آن دارد كه از باران بگريزند و در زير ناودان بايستند « 16 » و « 1 » امّا بسيارى مردم افيونى ديدم كه از
هامش
( 1 ) . ل و آ
( 2 ) . ل : چين ؛ آ : حين
( 3 ) . ل : - نيز
( 4 ) . ل و آ : غليان
( 5 ) . ل و آ : مگر كسى كه بسيار خورده باشد كه از آن مضرت كم بيند
( 6 ) . ل و آ : و يكى
( 7 ) . ل و آ : - چه
( 8 ) . ل و آ : بعضى
( 9 ) . ل و آ : او
( 10 ) . ل و آ : طويلى
( 11 ) . ل و آ : با آن مىجوشانند و اين
( 12 ) . ل و آ : مقدار بسيار افيون
( 13 ) . ل و آ : افزون
( 14 ) . ل و آ : و اين طريقهاى است بسيار سهل
( 15 ) . ل و آ : بعضى را ديدم كه از اين ترك كردند و تاركان را حالا و مالا مرض در اكثر اوقات مىشود امّا اين بعضى سالمند و مضرتى نيافتند و ما در آخر رساله ذكر اين به تفصيل خواهم كرد ان شاء ا . . . تعالى . اينجا به همينقدر اكتفا نموديم
( 16 ) . ل و آ : بگريزد و در زير ناودان نشيند