خاطر رسيد ، در ساعت خود را در ضعف و پريشانى مىبيند و اگر به خاطر او نرسد از آن هم هيچ ضررى « 1 » نمىيابد .
شنيدم كه شخصى قليل العادت اين بود « 2 » جاريه [ اى ] داشت كه تعهّد مقدار افيون او « 3 » مىكرد ، هر روز بىوقوف او قدرى موم با افيون او ضمّ مىكرد ، تا چنان شد كه بالكليّه بر طرف شد و او را خبر نبود ، نه از ضعف و نه از هيچ حال كه تابع ترك مىباشد . همان روز ، آخر روز اخبار كرد « 4 » كه تمام خورش موم است ، اين است اقسام تدريج « 5 » .
و گاه باشد كه به غير اينها ترك ميسّر شود و اين « 6 » به تعويض « 7 » است و تعويض يا تعويض مناسب است « 8 » يا غير مناسب ، و غير مناسب يا مخالف در كيفيّت است يا نه « 9 » . تعويض مناسب در كيفيّت مثل آنكه او را در آب پوست خشخاش خورند ( و از آن كم كنند و اندكاندك از اين زياده كنند تا به آن برسد كه محض آب پوست خشخاش بخورند ) « 10 » و بعد از آن ترك كنند ، تعويض نامناسب مراتب دارد ، يا مناسب تام النّسبه مانند تعويض صرف به مركبّات نامناسب شديد المناسبه مانند تعويض « 11 » پوست خشخاش و طبيخ آن يا مناسب بعيد النّسبه « 12 » مانند تعويض به بذر البنج و شوكران و بيخ آن و لفاح و ثمر « 13 » آن و هر « 14 » مخدّر بارد كه باشد مانند جوز ماثل مثلا به واسطهء برودت و يبوست و تخدير ، تعويض توان كرد .
هامش
( 1 ) . ل و آ : ضرر
( 2 ) . ل و آ : + كه
( 3 ) . ل و آ : تعهّد وزن او
( 4 ) . ل و آ : آخر او را اخبار كردند
( 5 ) . ل و آ : چنانچه از پيش گذشت كه ترك به تدريج مىبايد كه باشد
( 6 ) . ل و آ : آن
( 7 ) . در نسخهء ل و آ در تمام موارد به جاى تعويض ، تفويض است : مصحّح
( 8 ) . ل و آ : - و تعويض يا تعويض مناسب است
( 9 ) . ل و آ : به
( 10 ) . آ
( 11 ) . ل : - صرف به مركبات نامناسب شديد المناسبه مانند تعويض
( 12 ) . ل و آ : و طبيخ او نامناسب بعيد النسبه
( 13 ) . ل و آ : بيخ تفّاح و ثمرهء آن
( 14 ) . ل و آ : ثمر