دمعه كرد ، و اين زمانى است كه « 2 » تعيين كرده كه حرارت آفتاب ، رطوبت را تجفيف كند از ظاهر قشر ، و به واسطهء رطوبت و بسيارى آن « 3 » ظاهر و باطن نضج قبول نكند ، هرگاه كه بدين مرتبه رسد كه تجفيف رطوبت ظاهر كند قوّت حرارت نيز چندان خواهد بود كه رطوبت باطنى را نضج دهد و اين در اواسط فصل ربيع است .
2 ) و آنكه « 4 » شقّ را به كارد مىكنند « 5 » تا موضع بيرون آمدن لبن بسيار شود و اگر به چيزى ( ديگر ) « 6 » سوراخ سوراخ « 7 » كنند سيلان تمام نمىشود .
3 ) و سبب اينكه شقّ غاير نباشد آن است كه شيره به اندرون نفوذ نكند و در باطن بريزد زيرا كه باز جدا نمىتوان كرد « 8 » .
4 ) و سبب آنكه منشعب نشود « 9 » آن است كه لبن ، از يك موضع بدر آيد و به مواضع مختلفه متفرّق نشود ؛ زيرا كه هرچند بيشتر بيرون مىآيد آن « 10 » ، آسانتر است التقاط آن ، و هرگاه كه متفرّق بيرون آيد « 11 » و از مواضع كثيره بيرون تراود ناچار اندكاندك باشد « 12 » .
و گاه هست كه دو شقّ متقارب كنند هر دو « 13 » يك جانب ، قريب به موضع نصف ، تا آنچه از ما بين باشد از يكى بيرون آيد ، و آنچه از بالا باشد از يكى ديگر « 14 » .
هامش
. ل و آ : استخراج
( 2 ) . ل و آ : كه او
( 3 ) . ل و آ : به واسطهء بسيارى رطوبت
( 4 ) . ل و آ : اينكه
( 5 ) . ل : به كاردى كند
( 6 ) . ل و آ
( 7 ) . ل : - سوراخ
( 8 ) . ل : سبب آنكه شق غائر نباشد كه به اندرون نفوذ نكند تا لبن در باطن نريزد زيرا كه از يكديگر جدا نمىتوان كرد .
( 9 ) . ل و آ : از براى
( 10 ) . ل و آ : - آن
( 11 ) . ل و آ : + آنچه از يك موضع بيرون مىآيد
( 12 ) . ل و آ : مىباشد
( 13 ) . ل و آ : از
( 14 ) . ل و آ : از ديگرى بيرون آيد